و خير حيات بجا مانده است چنان كه مى فرمايد « كسى كه از راه عمل ، پيشرفت نكرد از طريق نسب به پيش نخواهد رفت » و فرمود « ارزش هر انسانى در نيكى هاى اوست » و نيز گفت « بدانيد كه مردم فرزند ، نيكوكاريهاى خويشند » و باز چنين فرمود « هر كس به دستاورد خويش رسد » امام در گفتارش ، مردم را به پيشرفت و پيش برد كارها برمى انگيزد و سفارش مىكند كه مبادا به بهانهء ناتوانى از كار بازمانند و بازگردند زيرا خير مطلق وجود ، هرگز انسانها را از آنچه بدان سزاوارند بى بهره نمى گذارد و اگر در بعضى موارد محروم مانند مى توانند بر اثر كوششهاى ديگر ، آن را باز يابند و در اين باره چنين مى فرمايد : « هر كس براى دست يا بى ، به چيزى تلاش كند به آن يا بجزئى از آن مى رسد » و از روح اين سخن درخشان ، مى توان گفتار مسيح را به ياد آورد كه گفت « در را بكوبيد ، در را بكوبيد تا برويتان گشوده شود » آنچه بزيبائى در مذهب امام مى درخشد حقيقتى است كه امام انقلاب حيات و خير وجود را يكى ميداند و نص و روح و مفهوم آنها را يگانه مى شمارد و بدرستى درمى يابيم كه معنى تطور و انقلاب حيات همان مفهوم خير وجود است و هرگز اين دو از يكديگر جدائى ندارند بلكه انقلاب حيات از خير وجود است و خير وجود از انقلاب حيات .
و ما از گفتار امام بدون هيچ شرح و تعليقى ، درستى گفتار خود را مى يابيم كه فرمود « خردمند كسى است كه امروزش از ديروزش بهتر باشد و كسى كه فردايش از امروزش بدتر باشد محروم است » همچنين
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥٥