مبادا حق برادرت را ببهانهء پيوندى كه با هم داريد تباه سازى ، زيرا آن كس را كه حقش را ربودى نمى توانى برادر خود بدانى اگر كارگزاران تو ، خيانتى ورزند و تو از آن بى خبر باشى ، خودت مسئول گناه آنان هستى .
بدترين همكاران تو آنانند كه با تبهكاران پيشين همكار و در گناهانشان شريك بودهاند .
در گزينش كارگزارانت دقيق باش و آنها را بيازماى و آنها را بى پروا و بخاطر خويش به كار مگمار زيرا آنها گروهى از شاخههاى ستم و خيانتند .
از كارى به پرهيز كه در پنهانى انجام دهى و در آشكارا از ارتكاب آن شرم بدارى .
خداوند بر پيشوايان دادگر واجب فرموده كه زندگى را بر خود به ميزان زندگانى ناتوانان تنگ گيرند .
دلهاى مردم ، گنجينهء زمامداران است كه هر چه از دادگرى يا ستمگرى در آن بگذارند آن را باز يابند .
دوستى و همكارى مردم آن گاه پديدار مىشود كه سنگينى حكومت را كمتر بر دوش خود احساس كنند .
چون وضع حكومت دگرگون شود ، روزگار هم بهمانسان تغيير خواهد يافت .
خشنودى همگانى مردم ، نارضائى خاصان سودجوى را فرو مى پوشد چون خداوند بر مردمى خشمگين شود ، نرخهايشان گران گردد
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥٨