ندارد ادعا كند و آن كس كه حقى را كه به عهده دارد ايفا نكند .
گرسنگى ناداران پديدهء بهرهمندى توانگران است .
در كنار بهرهمنديهاى فراوان ، حقوقى تباه شده مى بينم .
سرزمينهاى آبادان بر اثر تنگدستى مردمش ويران مىشود و مردم بر اثر تمركز ثروت در نزد فرمانداران ، تنگدست ميشوند .
كوشش تو در آبادانى زمينها ، بايد بيشتر از تلاش تو در گرفتن خراج باشد .
هيچ سرزمينى ، از زادگاهت براى تو سزاوارتر نيست و بهترين شهرها ، شهرى است كه در آن جاى گرفتهاى بى چيز در ميهن خويش غريب است .
اگر فقر به صورت انسانى در برابرم در آيد او را خواهم كشت .
از فرزند آدم ، در روز رستاخيز پرسيده مىشود كه اين سرمايهها از چه راه بدست آوردى .
چگونه خوراك و آشاميدنى به گوارائى از گلويت پائين مى رود با اين كه مى دانى آنها را از راه حرام بچنگ آوردهاى زشت ترين ستمها ، ستم به ناتوانانست ، ستم دعوت بشمشير مىكند و ستمكار زيانكار است .
روز انتقام مظلوم از ظالم سخت تر از روز ستمكار بر ستمديده است .
ستمكار و آن كس كه ياريش دهد و آنكه از چنين ستمى خشنود باشد هر سه با هم شريكند .
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥٧