تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
ندارد ادعا كند و آن كس كه حقى را كه به عهده دارد ايفا نكند . گرسنگى ناداران پديدهء بهره‌مندى توانگران است . در كنار بهره‌منديهاى فراوان ، حقوقى تباه شده مى بينم . سرزمينهاى آبادان بر اثر تنگدستى مردمش ويران مىشود و مردم بر اثر تمركز ثروت در نزد فرمانداران ، تنگدست ميشوند . كوشش تو در آبادانى زمينها ، بايد بيشتر از تلاش تو در گرفتن خراج باشد . هيچ سرزمينى ، از زادگاهت براى تو سزاوارتر نيست و بهترين شهرها ، شهرى است كه در آن جاى گرفته‌اى بى چيز در ميهن خويش غريب است . اگر فقر به صورت انسانى در برابرم در آيد او را خواهم كشت . از فرزند آدم ، در روز رستاخيز پرسيده مىشود كه اين سرمايه‌ها از چه راه بدست آوردى . چگونه خوراك و آشاميدنى به گوارائى از گلويت پائين مى رود با اين كه مى دانى آنها را از راه حرام بچنگ آورده‌اى زشت ترين ستمها ، ستم به ناتوانانست ، ستم دعوت بشمشير مىكند و ستمكار زيانكار است . روز انتقام مظلوم از ظالم سخت تر از روز ستمكار بر ستمديده است . ستمكار و آن كس كه ياريش دهد و آنكه از چنين ستمى خشنود باشد هر سه با هم شريكند .