تهذيب درست و اصيل هماهنگى ندارد و اگر بر بنيانهاى اصيلش استوار نگردد ، تهذيبى سطحى است كه بناچار بر مبناى دروغى زشت جاى مى گيرد و از اساس استوارش بيرون مى خزد و احساسى ژرف از راستى زيبا را فاقد است و انقلاب سازندهء حياتى را به جمود و واماندگى مى كشاند .
بدينجهت در ديدگاه فرزند ابي طالب ، مفهوم تهذيب ، حمايت و نگهبانى انسان از خطر دروغ است بلكه مى توان گفت يارى انسان زنده در برابر سردى و فسردگى مرگ است .
براى حمايت انسان در برابر خطر دروغ ، بايستى هميشه و همه جا به بزرگداشت مقام والاى راستى پرداخت و نشان داد كه اشاعهء صدق ضرورتى حياتى براى هر موجود زنده است كه فرارگاهى جز آن از خطر دروغ ندارد و انسانها بايستى در زندگى فردى و اجتماعى خود به راستى پردازند و از دروغ بپرهيزند .
در اين مورد ، على بن ابي طالب با نگرش دقيق خود ، حقيقتى را دريافت كه ديگران به آن دست نيافتند و ناآگاهان را به اين حقيقت آگاه ساخت و به آنها توان دريافت حقايق را بخشيد ، آنجا كه فرمود : « بر شما باد كه گوهر اخلاق را در هم نشكنيد و آن را دگرگون نسازيد » و اين اعلام خطرى است كه از سوى امام متوجه راستگويان مى گردد و به آنها خاطر نشان مىكند كه حتى براى يك بار هم دروغ نگويند ، زيرا يك بار دروغگوئى هم گوهر ارزندهء راستى را مى شكند چنان كه هر چيز اگر يك بار هم به زمين افتاد خواهد شكست ، نفاق و
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٦