باران و تابش خورشيد بر بنيان صدق ، استوار است و زمين بر همين اساس وظيفهء خود را انجام مىدهد و گياهان را هر يك بهنگام خود بدون دير و زود مى روياند و ناموس طبيعت و قانون زندگى بر همين مدار مى گردد و باد بصداقت مى وزد و خون در رگها بقانون راستى جريان مى يابد و زندگان بر مبناى همين برنامه ميزايند و ادامهء حيات مى دهند .
اين راستى ريشهدار و مطلق كه قاعدهء هستى بر اساس آن بر پاست ، سرچشمهء زايندهء بزرگ و نخستين است كه جويبار دادگرى وجود از آن مى جوشد و به آن باز مى گردد .
و چون على بن ابي طالب با نگرشى ژرف به اين حقيقت مى نگرد و همواره با آن هم آهنگ است ، به سختى مى كوشد تا بر بنيان دريافت و ديد و احساس خويش به پاكسازى مردم بپردازد و مفهوم تهذيب و پاكسازى درك ارزشهاى زندگى و ريشهدارى وجود است چه در زمينهء مادى و چه معنوى ، و چون معنى واحد پاكسازى همين است و صدق هم با همهء موجودات مادى و معنوى هميشه همراه است پس راستى محور نيرومندى است كه تهذيب بر مدار آن مى گردد و همچنين محور دادگرى آفرينش است كه انحرافى در آن پديدار نيست بنا بر اين ، انديشمندانى كه ديدگاه صدق را خارج از نواميس عمومى جهان بررسى مى كنند به اشتباه مى افتند و گمان مى برند هم انديشى آنها در قانون تهذيب انسانى بر ايشان كافى است .
همچنين آنچه كه مخالف روح حقيقت و نيكى و زيبائى است با
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٥