بيان و استوارترين سخن ابراز دارند كه على بن ابي طالب از همين دسته است بلكه در پيشاپيش انديشمندان نخستين اين گروه قرار دارد كه اين نظريه را با رويهاى سالم و مستحكم كه هيچ معارض و مخالفى ندارد و فرار از آن ميسور نيست بيان داشتهاند بلكه بايد گفت ، امام در اين مرحله از همه پيش است و گفتارش بديع تر و استوارتر و بحقيقت ، پايگاه فرزند ابي طالب در بينش و دريافت هماهنگى مظاهر وجود از ديگر متفكران اين زمينه ، والاتر و بالاتر است زيرا او چنين حقيقتى را در پهنهء عمل هم پياده كرده و در تأكيد آن پافشارى ورزيده است تا از آن نتايجى در مورد زندگى انسانها بدست آورد و به اجرا گذارد و اين واقعيت كلى وجود در فلسفه امام ، بافتى مستحكم با محور حقيقى و استوارى دارد كه آن محور ، حقيقت وجودى انسان است .
در اينجا مى گوئيم كه امام همهء هستى را هم طراز و هم آهنگ مىداند كه اگر چيزى در جائى كم شود در جاى ديگر به همان ميزان افزايش مى يابد و اين كمى و افزونى با هم برابرند و كمى ها به ميزان فزونيهاست و افزايش ها به مقدار كمى هاست به همين جهت براى آگاهى انسانها از اين حقيقتى كه بهمهء پديدههاى طبيعت از هر چيزى چسبيدهتر است پرده برميدارد و مى گويد : « هر روزى كه از عمر ما پيش مى آيد روزى ديگر از عمر ما را مى كاهد » آيا هيچ خاطرهاى مىتواند در ذهن انسان بگذرد كه چنين حقيقتى را كه نمايانگر تعادل وجود با ديدگاهى بسيط و روشن است
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٠٧