تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
با آن زندگى كرد و در تمام دوران زندگانى و در گفتارش به ابلاغ آن پرداخت چه مستقيم و چه غير مستقيم و او كه چنين واقعيتى را از عدالت آفرينش دريافته بود ، ديگر دريافتهايش را نيز بر همين مسير بجريان مى انداخت و از سخنش ، اين حقيقت بزرگ برميخاست كه در نهاد طبيعت ، مقياس و قانونى است كه بهر عملى ، عكس العملى مى بخشد و به بد و خوب كيفر و پاداش مىدهد و در همهء مظاهر وجود ، حقيقتى به اين روشنى و ثبات در اثبات عدالت آفرينش وجود ندارد . امام ، به خوبى دريافته بود كه هيچ چيز از پديده‌هاى وجود ، به بيهودگى پديد نيامده است بلكه در آفرينش آن غايت و هدفى در كار بوده است و مى دانست كه هر يك از موجودات در پهنهء هستى وظيفه‌اى دارد كه بانجام آن مى پردازد و هر يك از اندامهاى پيكر انسان مسئول كارى است كه عدالت آفرينش از آن مسئوليت مى خواهد و بازخواست مىكند و به حساب مى آورد بنا بر اين همهء پديده‌هاى وجود در اين فرمان و مسئوليت مشترك و برابرند ، از كوچك و بزرگ چنان كه امام فرمود : « حساب كارهاى كوچك را پيش از كارهاى بزرگ از تو مى گيرند » زيرا اكثريت مردم براى كارهاى كوچك ارزشى قائل نيستند و به آنها توجهى ندارند و به اين جهت ، امام ، نظر مردم را به كارهاى كوچكشان جلب مىكند و مى گويد كه به حساب كارهاى كوچك پيش از كارهاى بزرگ مى رسند و جزاى آنها را از ثواب و عقاب مى دهند تا برابرى هر بزرگ و كوچكى در زمينهء عكس العملها در ذهن و قلب مردم انعكاس يابد . اما چون ، عدالت وجود بر انسان در بارهء مسئوليت اندامهاى