تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
چهره‌شان مى افتد همگى در آهنگ خويش هماوايند ، و از اين بينش ، اطمينان مى يابد كه براى آفرينش قانونى و براى حركت پديده‌هاى آن ناموس و حسابى است كه هر كدام بحواس انسانى قابل درك است و اندازه و مقياسى دقيق بر همهء آنها حكمفرماست . با يك نگاه كه انسان بر طبيعتى كه او را در برگرفته بيندازد و دگرگونيهاى آن را به نظر آورد باز هم بر اين اطمينانش افزوده مىشود زيرا مى بيند كه در تابستان هوا به سختى گرم مىشود و بادها از حركت مى ايستند و در پائيز جنگلها چهره‌اى اندوهگين به خود مى گيرند و هوا بگريه مى افتد و چهرهء افق درهم و تاريك مى گردد و در زمستان رعد و صاعقه و طوفان و برق ، هوا را بهيجان مى اندازد و بارانهاى شديد مى بارد و ابرهاى سياه بر روى هم مى افتند و آسمان را از ديدگاه مردم پنهان مى دارند . در بهار افقها در برابر چشمها گشوده مىشود و شبنمها مى درخشد و جويهاى پرخروش به جوش مى افتد و خرمى ها و سبزى ها و گلهاى رنگارنگ بجلوه مى آيد و همهء اين دگرگونيها چنين اعتمادى را به هر بينندهء با بينشى مىدهد كه طبيعت را قانونى است و دگرگونى هاى آن طبق حساب و اندازه‌اى دقيق پديد مى آيد كه همهء آنها با حواس بشرى قابل درك و قياس است . و با نگرشى ژرفتر درميابد كه اين قوانين و سنتها و حسابهاى آفرينش همگى راست و پا بر جا و متعادل است و هستى بر بنيان اين خصائص پايدار ، استوار است و پهنهء آفرينش بر همين اساس مستحكم