گسستى هماهنگ ساخت و آن چنان بلاغت پيشينه عرب را با جذبهء سخن پيامبر درآميخت كه سخنش بدانجا رسيد كه گفتند بيان او فروتر از كلام خالق و فراتر از سخن مخلوق است .
در اين مورد جاى هيچگونه شگفتى نيست زيرا براى على همهء وسائل اين بلاغت برين و ممتاز آماده بود بدانجهت كه او در محيطى پاك و سالم و صافى رشد يافت و با پيامبر كه حكمتى والاتر از همگان داشت زيست كرد و رسالت راستين پيامبر را در والاترين مدارج گرمى و نيرو دريافت و استعداد توانا و خداداديش را بر اين امتيازات بيفزود و همهء امكانات برترى اجتماعى و فطرى و خانوادگى برايش فراهم آمد .
اما تيزبينى و ذكاوت سرشار او در همهء عبارات نهج البلاغه تاثيرى عميق بجا گذاشت ، ذكاوتى زنده ، توانا ، گسترده و ژرف كه هيچگونه تعمقى را رها نكرد و آن چنان همه جانبه و نامتناهى بود كه هيچ جانبى را خالى نگذاشت و هيچ كم و بيشى در سخنش ناگفته نماند او در عميق ترين مسائل انسانى فرو رفت و پيچيدهترين مبانى را زير و رو كرد و در پهنه سخنورى نمايش داد و پنهان ترين رموز را دريافت و در نهانگاه اسرار حيات نفوذ كرد و نتايجى راستين از كاربرد اين همه ابزار دقيق در نزديكترين و دورترين چشم اندازهاى معنوى بدست آورد .
از امتيازات اين تيزبينى نادر و بى مانند علوى پيوستگى منطق استوارى است كه در سخنش مشهود است چنان كه پيوند انديشه
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: جورج جرداق
ص١٤٣