مقدمهء مؤلف
مرزهاى انديشه و دل
« او همچون رعد در شبهاى تاريك ، سخت و توفنده و پر آوا بود .
چشمه همان چشمه است كه شب و روز مى جوشد » آن كس كه در روش بزرگان شايستهء تاريخ چه پيشينيان و چه حاضران و چه شرقيان و غربيان بررسى و پژوهش مىكند به اين دريافت آشكار و ناپنهان مى رسد كه آنها با اختلافى كه در ميدانهاى انديشه دارند و با اين كه در شور و جوش ذهنى روشهاى گوناگونى را در پيش گرفتهاند همگى با تفاوتى در بيشى و كمى اديبانى با استعدادهاى خداداديند كه ذهنى خلاق و ذوقى تيز و سازنده دارند ، چنان كه گوئى حس و استعداد ادبى در همهء ابعاد و شكلهاى مادى و معنوى اش با هر خصيصه خارق العاده خدادادى در هر رنگ و گونهاى ملازمت و همگامى دارد .
يك نگاه به پيامبران ثبوت اين اصل را تاييد مىكند و مبعوثينى آسمانى بمانند داود ، سليمان ، اشعيا ، ارميا ، ايوب يا مسيح و