تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
و مى دانيم كه كوهستان ، آبها را از آسمان فرا مى گيرد و از سينهء خويش بكشتزارها فرو مى فرستد و علم على هم از آسمان وحى خدائى كه همان دانشهاى وافر قرآن است پديد مى آيد و از آنجا بكشتزار جانهاى مستعد انسانها سرازير مىشود و جز مقام ولايت و خلافت الهى كسى توان آن را ندارد كه اين بارشهاى پياپى و فياض را بدامان گيرد و از آن سيلابها روان كند و جانهاى پياپى و فياض را بدامان گيرد و از آن سيلابها روان كند و جانهاى تشنهء انسانها را سيراب سازد و ستيغ اين كوه بلند ، آنسان و الا و رفيع است كه مرغان تيزبال انديشه هرگز نتوانند به اوج آن برسند و ارتفاع حيرت انگيزش را كه سر در ابرهاى غيب فرو برده است دريابند . على چنين اوج بيكرانى را دريافته و حق را ديده و بمقام يقين رسيده چنان كه مى فرمايد ( از آن روز كه حق را ديدم در آن ترديد نكردم ) و چنان حقايق روشن ما ورائى براى او نمودار است كه مى فرمايد : ( اگر پرده‌ها را از برابر ديدگانم بردارند بر يقينم افزوده نمى شود ) شگفت است كه على از پشت پرده‌هاى طبيعت آگهى دارد و بجهان غيب ديده مى گشايد و بالاتر از اين سخن اعجازانگيز على است كه در پس پردهء غيب بمقام شهود رسيده و چهرهء زيباى خدا را هم با ديدهء دل ديده است آنجا كه مى فرمايد : ( خدائى را كه نبينم نمى پرستم ) و در اين پايگاه از مقام موساى كليم هم بالاتر رفته است كه درخواست ديدار خدا را كرد و پاسخ ( لن ترانى ) شنيد . على اگر چه پيامبر نيست ولى پيامبرگونه‌اى است كه از رسالتهاى آسمانى آگهى دارد و از وعده‌هاى الهى آگاهست و رموز كلمات هدايت
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 128 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى