تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

را به خوبى مى شناسد و مى فرمايد : ( سوگند به خداوند كه من از تبليغ رسالتها و همگى وعده‌هاى آسمانى و كلمات تامهء الهام پروردگارى آگاهم و درهاى حكمت و فروغ امر هدايت در نزد ما خاندان پيامبر است ) خلافت و حكومت على ، امرى است الهى ، او رهبرى و پيشوائى را براى خود نمى خواهد و مقام ولايت را دستخوش اميال مردم نمى سازد بلكه از آن روى به اين پايگاه و الا علاقه دارد كه مردم را بسوى خدا رهبرى كند و خشنودى خدا را در اين راه بدست آورد به همين جهت بمردمى كه او را براى رسيدن بمقاصد ننگين مادى خود مى خواستند فرمود : ( كار من با شما يكسان نيست ، شما مرا براى خود مى خواهيد و من شما را براى خدا پس مرا براى هدايت و تكامل خود يارى كنيد ، به خدا قسم كه حق ستمديده را بستانم و بينى ستمكار را مهار كنم تا او را به آبشخور حق و عدالت بكشانم ) على حتى يك لحظه از فرمان خدا و پيامبرش بى خبر نمانده و جان خود را در مهالكى هولناك براى گسترش آئين حق بخطر انداخته و تا آخرين لحظهء حيات پيغمبر با او بوده است چنان كه مى فرمايد ( من حتى يك لحظه در بارهء خدا و پيامبرش ترديد نكردم و جان

هامش
( 1 ) - خطبهء 119 نهج البلاغه
( 2 ) - خطبهء 136 نهج البلاغه