پيامبر آن چنان در بارهء همسايگان سفارش مى فرمود كه گمان بردم از يكديگر ارث مى برند ، خدا را ، خدا را ، از قرآن دورى نكنيد و نگذاريد ديگران در عمل كردن به آن از شما پيشى گيرند ، خدا را ، خدا را ، نماز را بزرگ شماريد كه پايهء دين شماست ، خدا را ، خدا را ، بخانهء خدا روى آوريد و آن را تنها نگذاريد ، خدا را ، خدا را ، در راه خدا جهاد كنيد با سرمايهها و جانها و زبانهايتان ، بر شما باد كه به يكديگر به پيونديد و ببخشيد و از دورى و ستيز بپرهيزيد ، هرگز امر بمعروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه در اين صورت تبهكاران بر شما چيره ميشوند و دعاهايتان پذيرفته نمى شود ) و در سخنانى كوتاه چنين مى فرمايد : « بخل ننگ است و ترس كاستى است ، تنگدستى زيرك را از بيان دليل گنگ مى سازد ، بينوا در شهر خود تنهاست ناتوانى آفت است شكيبائى دلاورى است ، پارسائى توانگرى و تقوى سپر آتش جهنم است » و باز چنين مى فرمايد : « با مردم چنان آميزش كنيد كه اگر بميريد بر شما بگريند و اگر زنده بوديد با شما مهربانى كنند ، چون بر دشمن خويش پيروز شدى بشكرانهء پيروزيت بر او ببخشاى »
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: جورج جرداق
ص١١٦
هامش
( 1 ) - نامهء 47 نهج البلاغه
( 2 ) - گفتار كوتاه نهج البلاغه
( 3 ) - گفتار كوتاه 9 و 10 از نهج البلاغه