تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

را برايش بازگوى و بگو كه بر آنها بر اثر تبهكاريهاشان چه گذشته است ، در شهرهاى بازمانده و يادگارهاى ويران و كهنشان سير كن و ببين كه چه كردند و بكجا رفتند و در كجا آرام گرفتند ، آن گاهست كه مى بينى دوستانشان را گذاشتند و بخانهء تنهائى گور فرو رفتند ، تو هم به زودى سرنوشتى بمانند آنها خواهى داشت پس جايگاه خويش را نيكو گردان و آخرتت را بدنيايت مفروش ، آنچه را نمى دانى و بدشواريت مى اندازد مگوى و براهى كه از گمراهيش بيم دارى پا مگذار زيرا خوددارى بهنگام سرگردانى بهتر از فرو رفتن در ناگواريهاست مردم را به نيكى وادار كن تا از نيكوكاران باشى و زشتى را با دست و زبانت دور كن و با تلاشى فراوان از تبهكاران كناره گير ، و در راه خدا از سرزنش ، توبيخ گران مهراس و براى حق خود را بگرداب مهالك انداز و در دينت ژرف انديش باش و خويشتن را به سختى عادت ده . . . . . ) و بجاى ديگر هر دو فرزندش حسنين را چنين سفارش مىكند : « شما را و خاندانم را و هر كس كه سفارش من به او مى رسد ، به پرهيزگارى و نظم در كارها وصيت ميكنم ، بين خود را اصلاح كنيد كه از پيامبر شنيدم اصلاح بين مردمان از همهء نمازها و روزه‌ها بهتر است ، خدا را ، خدا را ، به يتيمان روى آوريد و دهانشان را بى غذا نگذاريد و كوچكشان نشماريد ، خدا را ، خدا را ، بهمسايگان نيكى كنيد كه

هامش
( 1 ) - نامهء 31 نهج البلاغه
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 115 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى