تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

فرزندى به زودى در روز رستاخيز بمادرش مى پيوندد امروز روز كردار است نه حساب و فردا روز حسابرسى است و روز عمل نيست » در اندرزى اخلاقى كه بگفتهء گردآورندهء نهج البلاغه اگر در اين كتاب پندى جز آن نبود مردم را كافى بود به مردى كه از امام خواست نصيحتش كند ، سخنانى چنين تام و كامل و سودبخش بيان داشت و فرمود : « از آن گروه مباش كه بدون شايسته‌كارى ، پاداش آخرت خواهند و بازگشت به خدا را با اميدهاى دراز دنيائى بتأخير افكنند همچون آن كس مباش كه در بارهء دنيا مانند پارسايان سخن گويد ولى چون دنياپرستان به دنيا دل بندد ، هر چه به او بدهند سير نشود و اگر چيزى به او نرسد قناعت نورزد ، از سپاس بخشش ها فروماند و زياده‌خواه و فزونى طلب باشد مردم را از بدى بازدارد و خود باز نايستد و به آنچه خويش نمى كند مردم را فرمان دهد ، شايسته‌كاران را دوست بدارد ولى رفتارش چون آنان نباشد و تبهكاران را دشمن دارد و خود همچون آنها باشد ، از مرگ براى گناهان فراوانش بترسد ولى بر آن گناهان همچنان پافشارد ، اگر بيمار شود از گنهكارى پشيمان شود و اگر تندرست گردد به هوسرانى پردازد ، بهنگام آسودگى بخودپسندى افتد و بوقت گرفتارى نوميد شود ، چون بلائى به او رسد با بيچارگى به دعا و لابه افتد و چون فراخى يابد ، روگردان و مغرور شود ، نفس سركشش بگمانهاى

هامش
( 1 ) - خطبهء 42 نهج البلاغه