امام از وفادارى سخن مى گويد و وفاداران را مى ستايد و چهرهء زشت فريبكاران را ترسيم مىكند و مى گويد مردان حق با آنكه راه فريبكارى را مى دانند براى رعايت فرمان خدا از آن كناره مى گيرند و در اين باره چنين مى فرمايد : « وفادارى همدم راستى است و من سپرى نگهدارندهتر از وفا نمى شناسم و آن كس كه بداند بكجا باز مى گردد هرگز مردم را نمى فريبد و ما اكنون در روزگارى بسر مى بريم كه مردمش فريبكاران را زيرك مى شمارند و آنها را خردمند و چارهجو مى دانند اينها را چه مىشود خدايشان بكشد انديشمندان و چارهجويانهم راه فريب را مى شناسند لكن فرمان و نهى خدا آنها را از فريبكارى بازميدارد و اين بى دينانند كه از هر فرصتى براى مكر و فريب سود مى برند » على هواپرستان و دنيادوستان و صاحبان آرزوهاى دراز را از كردار زشتشان برحذر مى دارد و خطاب به آنها چنين مى فرمايد : « اى مردم ، بيش از هر چيز از دو چيز در بارهء شما مى ترسم ، هواپرستى و آرزوهاى دراز ، هواپرستى شما را از راه حق باز مى دارد و آرزوى دراز آخرت را از يادتان مى برد ، آگاه باشيد كه دنيا با شتاب از شما روى برميگرداند و از آن چيزى براى شما نمانده ، جز تهماندهء كاسهاى كه آن را كج كنند ، آگاه باشيد كه آخرت پيش مى آيد و دنيا و آخرت هر كدام فرزندانى دارند ، پس شما فرزند آخرت باشيد نه دنيا و هر
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: جورج جرداق
ص١١٨
هامش
( 1 ) - خطبهء 41 نهج البلاغه