پيامبر نمونهء و الا و مجسم اخلاق قرآنى بود چنان كه همسرش در بارهاش گفت : ( خلق پيامبر ، همان اخلاق قرآن بود ) و همين دستورهاى علمى و نمودارهاى عملى بود كه مدينهء فاضلهء حقيقى نه تخيلى افلاطونى را پديد آورد و امت اسلامى عظيم ترين و پاكترين خويها را حائز گرديد .
على هم با هندسهء اخلاق ، عدالت هستى را در وجود انسانها تجلى داد و خود بزرگترين اخلاق را داشت چنان كه مى فرمود : ( من مردم را به كارى نيكو وادار نكردم مگر آنكه خود پيشتر به آنها عمل مى كردم و مردم را از كارهاى زشت باز نمى داشتم مگر آنكه خود پيشتر از ديگران از آن زشتى ها بر كنار بودم ) .
و اين سخن را جز پيامبران و امامان راستين ما هيچكس در زير اين آسمان نمى تواند ادعا كند ، على در گفتارش همهجا از اخلاق سخن ميراند تا فرد فرد مردم را به پاكى و درستى بسازد و از اجتماع آنها جامعهاى پاك و عادل و راستين بوجود آورد ، على در وصيتى كه بفرزندش امام حسن ( ع ) مى فرمايد و منظورش اندرز همهء فرزندان مسلكى اوست دقيق ترين مسائل اخلاقى را به صورت نصيحت بيان مى دارد و از جمله چنين مى فرمايد : دلت را به اندرز زنده بدار و بپارسائى بميران و به يقين نيرومند ساز و با آگاهى روشن كن و به ياد مرگ خوارش بدار و بقبول نيستى وادارش ، زشتى هاى دنيا را به او بنمايان و از يورشهاى روزگار بر كنارش دار و زشتى هاى ايام گذران را بر او نمودار كن و داستانهاى پيشينيان
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: جورج جرداق
ص١١٤