تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠

كه من خود را بزرگ مى شمارم و گفتار شما را نمى شنوم زيرا آن كس كه سخن حق بر او گرانتر باشد عمل به آن دشوارتر خواهد بود ، پس از گفتن حق و مشورت به عدل با من باز نايستيد ، زيرا من برتر از آن نيستم كه نلغزم و از اشتباهكارى ايمن نمى باشم مگر آنكه خداوند مرا از لغزش و اشتباه بازدارد كه او از من به خود من چيره‌تر است و من و شما بندگان ناتوان خدائى هستيم كه جز او صاحبى نداريم ) در منطق امام ، هرگز زمامدار نبايد حتى به يك نفر از مردم ستم ورزد و يا بمال آنان چشم دوزد كه در آن صورت بكيفر خداى گرفتار آيد . على در اين باره چنان جدى و خشن است كه سهمگين ترين سخنان را به زبان مى آورد و چنين مى گويد : ( به خدا سوگند اگر شبها را بر روى خارهاى درشت بگذرانم و مرا با غل و زنجير بكشانند براى من بهتر از آنست كه خداى و پيامبرش را در حالى ديدار كنم كه به بعضى از بندگان خداى ستمى كرده يا بمال آنها چشمى دوخته باشم و چگونه به كسى ستم ورزم براى جانى كه بسوى بلاهاى آخرت مى شتابد و پيكرى كه روزگارانى دراز در زير خاك فرو مى ماند ) دغلبازانى در بين مردم پيدا ميشوند كه پيشكشيها و هدايائى بحضور زمامدار مى برند و دلهاى آنها را نرم ميكنند و مى دانى براى فريب و

هامش
( 1 ) - خطبهء 207 نهج البلاغه
( 2 ) - خطبه 215 نهج البلاغه