مسجد رسول خدا بيان فرموده ، آمده است . وى حقوق آل محمّد را پس از پيامبر ، از أبو بكر مطالبه كرد : پايگاه همسرش در خلافت ، فدك كه هديهء پدرش بود ، و همچنين إرث خود را از پدر - آنگونه كه خداوند واجب كرده و در قرآن تشريع نموده است . فاطمه - عليها السّلام - در مسجد رسول خدا ، پيش روى أمّت به محاكمهء أبو بكر برخاست و خواستههاى خود را با منطق أدلّهء استوار از قرآن كريم و سنّت شريف و بر أساس وجدان و ضمير انسانى بيان داشت . او به زبان پدرش ، پيامبر خدا ، سخن مىگفت و سفارشهاى وى را در حقّ خويش فرايادها مىآورد .
ولى ، در مقابل ، او را منكر شدند و فرو گذاشتند .
پس در حالى كه خداوند را گواه مىگرفت ، آشكارا گفت كه ايشان را دشمن مىدارد و نفرين مىكند و بر ايشان خشمگين است ؛ از اين راه ، حديث پدرش را - كه بر أذهان نقش بسته بود - به ياد ايشان مىآورد كه « فاطمة بضعة منّى ، فمن أغضبها أغضبنى » « 1 » ( يعنى : فاطمه ، پارهء تن من است ، پس هر كه او را خشمگين كند ، مرا خشمگين كرده است ) ؛ حديثى كه أحدى را در برابر آن جز تسليم و قبول و إذعان چاره نيست .
و فاطمه - عليها السّلام - در حالى از جهان مىرود كه شهيد رنجها و اندوه خويش است .
مرحلهء بعدى ، جنگهائى است كه بر ضدّ على - عليه السّلام - به پا شد :
پيكار جمل : آنجا كه گروهى كه بيعت خود را با إمام شكستند ( يعنى : ناكثان ) ، با عايشه صف كشيدند ، تا به همراه زبير و طلحه با إمام بجنگند و خونى را كه از آن ايشان نبود ( و بر گردن إمام - عليه السّلام - هم نبود ) « 2 » ، مطالبه كنند .
و صفّين : آنجا كه گروه تجاوزپيشه ، معارض حقّى بودند كه از براى إمام على - عليه السّلام - ثابت شده و صحابه ، از أنصار و مهاجران ، و برگزيدگان تابعان ، بدان
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى : 5 / 36 ، باب مناقب فاطمة عليها السّلام ، و 5 / 26 باب مناقب قرابة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
( 2 ) . مطلب درون كمانكان ، افزودهء تتميمى مؤلّف در نسخهء شخصى خويش است .