هر مؤمنى به وديعت مىسپارم » . « 1 »
منظره ، عظيم است و بيمانگيز ! پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بسترى است ؛ أمّت ، پس از چند روزى ، او را از دست خواهد داد ، و با او « رحمت از براى جهانيان » « 2 » را از دست مىدهد .
و أمّا أهل بيت - عليهم السّلام - ، افزون بر همهء اينها ، پدر ، و نيا ، و برادر خود را از دست مىدهند : زهرا پدرش را ، حسن و حسين نياى خود را ، و على برادرش را ! معناى افتادن فاطمه بر پيكر پدر ، منتهاى قرب است ؛ چه ، در اين حال ، هيچ چيزى ميان ايشان فاصله نمىاندازد ، و سينه ، جايگاه قلب است ، و قلب ، گنجينهء محبّت ؛ به هم پيوستن سينهء پدر و دختر ، در بيمارى مرگ ، تصويرگر چشماندازى شگرف و سرشار از حزن و عاطفه است كه توصيف شدنى نيست .
در اين ميانه ، جز سرشكى كه از ديدهء فاطمه - عليها السّلام - روان مىشود ، چيزى نيست كه حكايتگر اندوه او باشد ، و پيامبر كه از هر چه دخترش فاطمه را بيازارد ، آزرده مىشود ، نمىتواند فاطمه را گريان ببيند ؛ ازين رو ، او را از گريستن نهى مىكند .
أمّا خود او ، طرف ديگر ماجراست ؛ بخاطر دورى از دختر يگانه ، و ساير أهل بيتش كه غيب او را از آنچه بر سرشان خواهد رفت ، آگاهانيده ، غمى بزرگ دارد ، و جز اشك ريختن كارى نمىتواند بكند .
پيامبر خدا چرا مىگريد ؟ ! سخن او ، در چنين حالتى ، از سبب اين گريستن پرده برمىافكند ؛ كسى كه در شرف مرگ است ، دربارهء آنچه نزد او از همه چيز عزيزترست سفارش مىكند ، و در واپسين دم حيات به مهمترين چيزى كه بدان توجّه داشته ، مىانديشد و بدان
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 124 ) .
( 2 ) . تعبير « الرّحمة للعالمين » را دربارهء نبىّ أكرم - صلّى اللّه عليه و آله - ، مؤلّف ، از قرآن كريم اقتباس كرده است ؛ آنجا كه خداوند مىفرمايد :« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »( س 21 ى 107 ) .