در برخى گزارشهاى اين حديث ، تكملهء مهمّى مىيابيم ، بدين صورت كه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرموده است :
[ 69 و 71 ] « . . . و أبو هما خير منهما » « 1 » ( يعنى : . . . و پدر اين دو ، از اين دو بهترست ) .
هرگاه بهشت ، مأواى أهل خير باشد و خداوند آن را براى حسن و حسين محتوم و اين دو را به سيادت در بهشت مخصوص فرموده باشد ، شأن كسى كه بهتر از اين دو است ، يعنى پدرشان ، على - عليه السّلام - ، بسى والاتر است .
ليك در حديثى كه دربارهء حسن و حسين است ، چرا از پدرشان ياد شده است ؟ ! پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - با وحى در پيوندست و از رهگذر وحى مىداند كه دشمنان إسلام در أدوارى تيره و تار از تاريخ اين دين ، خواهند كوشيد وارونه نمائى كنند و آوازهء إمام على - عليه السّلام - را - برغم شرافت نسب و دامادى پيامبر خدا و مقام پدرى حسن و حسين - بد و زشت نمايند ؛ اين دشمنان تنها از راه جدا كردن سبطين ، يعنى حسن و حسين ، از على ، توانستند توطئهء خود را به پيش برند ؛ بدين ترتيب كه حسن و حسين را به ارجمندى ياد مىكردند و على - عليه السّلام - را گمراه مىخواندند ! ! ليك پيامبر ، روزى كه سرانجام حسن و حسين و بهشتى بودن و سيادتشان را در بهشت إعلام كرد ، جملهاى افزود : « و أبوهما خير منهما » ( يعنى : و پدر اين دو ، از اين دو بهترست ) ؛ اين جمله را افزود تا تأكيد كند كسانى كه به دين إسلام منتسباند ، و پيامبر و حديث و سنّتش را ارجمند مىدارند ، و مىكوشند كه خاندان پيامبر و دو نوادهء بزرگوارش را - چون سرور جوانان بهشتىاند و چون از خويشان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هستند - گرامى شمرند ، ولى - به پيروى تعاليمى كه سياست طاغيان و باغيان به ايشان إملا كرده - از « على » روى بر مىگردانند . . . ، آرى ، اينان بر روش و سيرهء پيامبر نيستند . چون هرگاه حسن و حسين شايستگيهايى دارند كه به
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 119 ) .