فعن قليل ينهدّ ركناك ، و اللّه خليفتى عليك » « 1 » ( يعنى : سلام بر تو ، اى أبو الرّيحانتين ! تو را به دو گل خوشبوى خود از اين جهان سفارش مىكنم ؛ چه ديرى نمىگذرد كه دو ركن تو فرو خواهد ريخت ، و خداوند خليفهء من است بر تو ) « 2 » .
هنگامى كه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در گذشت ، على - عليه السّلام - گفت : اين ، يكى از آن دو ركن .
و هنگامى كه فاطمه - عليها السّلام - وفات يافت ، على - عليه السّلام - گفت :
اين ، ركن ديگر .
حال ديگر براى على ، پس از برادرش ، رسول ، و پس فاطمهء زهراى بتول ، حسن و حسين بهترين مايهء خوشدلى بودند . على - عليه السّلام - با نگريستن به اين دو شاد مىشد و از شباهتى كه به رسول خدا داشتند محظوظ مىگرديد و آن دو را مىبوئيد ؛ همانگونه كه در نظر پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - دو گل خوشبوىاش بودند و آن حضرت به فاطمه مىفرمود :
[ 124 ] « دو پسرم را برايم صدا بزن » آنگاه آن دو را مىبوئيد و در آغوش مىگرفت . « 3 »
مشهور است كه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود :
[ 62 - 82 ] « الحسن و الحسين سيّدا شباب أهل الجنّة » « 4 » ( يعنى : حسن و حسين سرور جوانان بهشتىاند ) .
اين حديث را اين كسان از صحابه روايت كردهاند : پدرشان على - عليه السّلام - ، خود إمام حسين ، ابن عبّاس ، عمر بن خطّاب ، ابن عمر ، ابن مسعود ، مالك بن حويرث ، حذيفة بن اليمان ، أبو سعيد خدرى ، أنس بن مالك ، .
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 123 ) .
( 2 ) . يعنى تو را به خدا سپردم و خدا پشت و پناهت باشد .
( 3 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 120 ) .
( 4 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 119 ) .