تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
براى خويشتن به حساب مىآورد ! هرگاه در زندگى مادّى پيوند پدر و فرزند چنين باشد ، حسين - عليه السّلام - براى احياى رسالت محمّدى بيش از اين كوشيده و بيش از آنچه پدرى براى فرزندش نثار مىكند ، نثار كرده است . در واقع او در راه پاسدارى رسالت ، همهء دارائيهاى گرانبهاى خويش ، حتّى جگرگوشگانش ، يعنى فرزندان خرد و كلان خود را ، تقديم نمود ، و با خون خود و ايشان ، ريشه‌هاى درخت رسالت را سيراب كرد . حسين - عليه السّلام - بيش از آنچه يك پدر به فرزندش تقديم مىكند ، تقديم رسالت نمود ؛ بنابراين ، او رسالت را از فرزندان خويش گرامىتر داشته است ؛ و شگفت نيست كه اين رسالت « از او » ( / « منه » ) باشد . پس از كربلاء ، همگان دانستند رسالتى كه محمّديّة الوجود بود ، حسينيّة البقاء شد . پس رسالت محمّدى كه وجود پيامبر را بازمىنمود ، در روزگارى كه با دستان بزه‌ناك أمويان نابود مىشد ، « از حسين » جانى تازه گرفت ؛ و پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ازين روى ، فرمود : « . . . و أنا من حسين » ( / . . . و من از حسينم ) . گفتارهاى روشن و روشنگر پيامبر دربارهء حسين ، در همين حد نيست ؛ بلكه نصوص ديگرى هم هست كه أبعادى ژرف از پيوند ميان حسين و نيايش را نشان مىدهد و از توجّه و عنايت بليغ و همارهء پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در حقّ دو نوادهء خويش ، حسن و حسين ، نشأت مىگيرد . از جمله ، دربارهء اين دو فرمود : [ 58 - 60 ] : « الحسن و الحسين هما ريحانتاى من الدّنيا « 1 » » ( يعنى : حسن و حسين ، اين دو ، دو گل خوشبوى من از اين جهان‌اند ) . حتّى پيامبر پدرشان ، يعنى على - عليه السّلام - را ، كنيهء « أبو الرّيحانتين » [ پدر دو گل خوشبوى ] داد و به او گفت : [ 159 - 160 ] « سلام عليك ، أبا الرّيحانتين أوصيك بريحانتىّ من الدّنيا ،
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 118 ) .