مسكون بودند نيافتم .
ايشان سرور ما بودند ولى سوك شدند و اين سوگها بس گران و سترگ است .
خداوند اين سرايها و أهل آن را دور مفرماياد ! كه خالى شدن اين سرايها از ايشان بر من بس گران آمده .
آنگاه كه قبيلهء قيس تنگدست شد ، ما نياز نيازمندانشان را بر آورديم و اينك كه در بر پاشنهء ديگر چرخيده ، به كشتار ما دست گشادهاند .
قطرهاى از خونهاى ما نزد طايفهء « غنى » است « 1 » كه هركجا باشند روزى بخاطر آن قطره ايشان را جزا خواهيم داد .
آيا نديدى كه بخاطر فقدان حسين عليه السّلام ، زمين بيمار شد و سرزمينها به لرزه افتادند ؟ ! ) .
[ 401 ] همچنين ، در مرثيهء حسين بن على ، از سرودهء شاعرى ، برخواندهاند :
لقد هدّ جسمى رزء آل محمّد * و تلك الرّزايا و الخطوب عظام
و أبكت جفونى بالفرات مصارع * لآل النّبىّ المصطفى و عظام
عظام بأكناف الفرات زكيّة * لهنّ علينا حرمة و ذمام
فكم حرّة مسبيّة فاطميّة * و كم من كريم قد علاه حسام
لآل رسول اللّه صلّت عليهم * ملائكة بيض الوجوه كرام
أ فاطم أشجانى بنوك ذوو العلا * و شبت و إنّى صادق لغلام
و أصبحت لا ألتذّ طيب معيشةٍ * كأنّ علىّ الطّيّبات حرام
و لا البارد العذب الفرات أسيغه * و لا ظلّ يهنينى الغداة طعام
يقولون لى صبرا جميلا و سلوة * و ما لى إلى الصّبر الجميل مرام
فكيف اصطبارى بعد آل محمّد * و فى القلب منهم لوعة و سقام
( يعنى : مصيبت بزرگ آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله تن مرا در
هامش
( 1 ) . إشارت سراينده به شهادت أبو بكر بن حسن بن علىّ بن أبى طالب - عليهم السّلام - است كه در واقعهء كربلا به دست عبد اللّه بن عقبهء غنوىّ ، از بنى غنى ، شهيد شد . .