( يعنى : اى پسر دخت محمّد ! سر تو را ، آغشته در خون ، آوردند .
پندارى با كشتن تو - اى پسر دخت محمّد - ، پيامبرى را آشكارا و بعمد به قتل رسانيدند .
تو را تشنه به قتل رساندند و در كشتن تو نه تنزيل و نه تأويل را پاس نداشتند .
چون تو را كشتهاند ، بانگ تكبير سر مىدهند ، در حالى كه با كشتن تو تكبير - « اللّه أكبر » گفتن و تهليل « لا إله إلّا اللّه » گفتن را كشتهاند ) .
[ 400 ] يكى از ايشان - به قولى : نخستين كسى كه سوگ سرودهاى از براى إمام عليه السّلام پرداخت - سليمان بن قتّه است كه گفت :
و إنّ قتيل الطّفّ من آل هاشم * أذلّ رقاباً من قريشٍ فذلّت
فإن تبتغوه عائذ البيت تفضحوا « 1 » * كعادٍ تعمّت عن هداها فضلّت
مررت على أبيات آل محمّد * فلم أرها أمثالها حيث حلّت
فكانوا لنا غنما فعادوا رزيّةً * لقد عظمت تلك الرّزايا و جلّت
فلا يبعد اللّه الدّيار و أهلها « 2 » * لقد عظمت منهم برغمى تخلّت
إذا افتقرت قيس جبرنا فقيرها * و تقتلنا قيس إذا النّعل زلّت
و عند غنىّ قطرة من دمائنا * سنجزيهم يوما بها حيث حلّت
أ لم تر أنّ الأرض أضحت مريضة * لفقد حسين و البلاد اقشعرّت « 3 »
( يعنى : كشتهء طف كه از خاندان هاشم بود ، با شهادتش ، گروهى از گردنكشان قريش را ذليل و رسوا كرد و آنان ذليل شدند .
اگر در پى كشتن « پناهنده به كعبه » « 4 » نيز برآئيد ، رسوا مىشويد ؛ مانند قوم عاد كه ديده بر هدايت فروبست و گمراه شد .
بر خانههاى آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله گذر كردم ولى آنها را آنگونه كه
هامش
( 1 ) . اين بيت در مختصر تاريخ دمشق ابن منظور چنين آمده : « فإن تتبعوه عائذ البيت تصبحوا » .
( 2 ) . مصراع دوم بيت پيشين و اين مصراع ، هر دو از مختصر تاريخ دمشق ابن منظوراند .
( 3 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 158 ) .
( 4 ) . - چنان كه مسعودى در مروج الذّهب توضيح داده است - مراد ، عبد اللّه بن زبير است كه از بيم سپاه شام به كعبه پناه برده بود و به عنوان « پناهنده به كعبه » شهره گرديد . .