تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
هم كوفته است . اين مصيبتها و گرفتاريها بس سترگ‌اند . شهادتگاههاى خاندان پيامبر برگزيده و استخوانهاى اين شهيدان بر كرانهء فرات چشمانم را اشكبار ساخته است ؛ استخوانهائى پاك در أكناف فرات كه بر گردن ما حقّ و حرمت دارند . اى بسا آزاد زنان فاطمى نسب كه به إسارت كشيده شده‌اند و اى بسا مردان بزرگوار كه شمشير بر سر ايشان قرار گرفته است ! همگى از خاندان رسول خدا - كه فرشتگان سپيدروى گرامى بر ايشان درود فرستند . اى فاطمه ! فرزندان بلند پايه‌ات مرا به اندوه افكنده‌اند و سپيدموى شدم ؛ و من مردى راستگويم . چنان شده‌ام كه از خوشى زندگى لذّتى نمىبرم ؛ تو گوئى خوشيها بر من حرام‌اند . آب خنك خوشگوار را هم براحتى فرو نمىبرم ؛ خوراك صبحگاهى نيز در كامم گوارا نيست . مرا مىگويند : بىملامت بشكيب و آرام باش ؛ حال آن كه مرا آهنگ شكيبائى بىملالت نيست . در جائى كه سوز و گداز و درد و عشق آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله را در دل دارم ، چگونه پس از ايشان شكيبا باشم ؟ ! ) .
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 220 | جويا جهانبخش / السيد محمد رضا الحسيني الجلالي