تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
على رهط تقودهم المنايا * إلى متجبّر فى ملك عبد « 1 »
( يعنى : اى ديده ! بسيار اشك ببار ، و كيست كه پس از من بر شهيدان بگريد ؟ ) بر جماعتى كه مرگ ايشان را به سوى شخصى سركش و متكبّر در حكومت يك برده مىراند ) . [ 337 ] أبو جناب كلبى گفت : به كربلا آمدم و در آن سرزمين مردى را از أشراف عرب گفتم : خبر يافته‌ام كه شما نوحهء جنّيان را مىشنويد ؟ گفت : هيچ آزاد و بنده‌اى را نمىبينى مگر آنكه تو را خبر دهد كه آن را شنيده است . گفتم : به من بگو تو چه شنيده‌اى ؟ گفت : شنيدم كه مىگفتند :
مسح الرّسول جبينه * فله بريق فى الخدود أبواه من عليا قريش * جدّه خير الجدود « 2 »
( يعنى : پيامبر بر پيشانى او دست كشيد ؛ ازين رو ، در گونه‌هايش درخششى دارد . پدر و مادرش از ارجمندترين مردمان قريش‌اند و نياى او بهترين نياهاست ) . [ 338 ] هنگامى كه سحر گچ‌كاران بيرون مىآمدند ، نوحهء جنّيان را شنيدند كه آن شعر را مىخواندند . [ 339 ] و هنگامى كه حسين بن على كشته شد ، صداى مناديى شنيده آمد كه شب هنگام ندا مىكرد ؛ آوايش به گوش مىرسيد ولى خودش
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 154 ) . ( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 154 ) .
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 216 | جويا جهانبخش / السيد محمد رضا الحسيني الجلالي