بيشتر نمىگردد ؟ ! چه ، پس از قتل بزرگان ، كشتن ديگران براى اينان آسان و كم أهمّيّت مىشود .
آيا خاموشى أمّت در برابر شرارتهاى هولانگيز و كشتارهاى هراسآور ، مانند كشتار كربلا ، با آن همه زشتكارى و نفرتانگيزى ، نشان دهندهء ناتوانى أمّت در ايستادگى پيش روى ظالمان و پذيرفتارىاش در برابر اينان نيست ، و باعث دست يازى به جنايتهاى فراخدامنهتر - مانند كارى كه بنى أميّه در واقعهء حرّه كردند - نمىشود ؟ ! بلكه آيا ايشان را به هتك عظيمترين حريمهاى إلهى - مانند إقدام بنى أميّه به سوزاندن و منهدم ساختن كعبه - ، گستاخ نمىسازد ؟ ! اين پيامدها ، براى هر كس كه اخگرى از آتش دريافت و خرد و انديشه با خود دارد يا در پرتو آن راه را از چاه بازمىيابد قابل محاسبه و پيشبينى است ، و اينهمه ، جز به اندك توجّهى محتاج نيست ! إمام حسين - عليه السّلام - پيش از آنكه به كربلا درآيد ، و پس از آن ، از برخى از اين پيامدها خبر داده بود :
[ 268 ] گفت : به خدا سوگند مرا نگذارند تا اين خون بسته را از اندرونم بدر آرند ! و چون چنين كنند ، خداوند كسى را بر ايشان چيره بدارد كه خوارشان سازد ؛ چندان كه از كهنهء بىنمازى كنيزك « 1 » خوارتر گردند ! [ 266 ] و گفت : ايشان را جز كشندگان خودم نمىبينم ، و چون چنين كنند ، هيچ حرمتى از حرمتهاى إلهى را نگذارند مگر آنكه هتك كنند ، و خداوند كسى را بر ايشان چيره بدارد كه خوارشان سازد ؛ چندان كه
هامش
( 1 ) . در متن « فرم الأمة » بود كه به « كهنهء بىنمازى كنيزك » ترجمه كرديم . از براى واژهء « فرم » به لسان العرب بنگريد .
« فرم » را ما در اينجا به معناى « خرقة الحيض » گرفتيم . مىدانيم اين « لته » و « خرقه » را پارسىگويان قديم « ركو » يا « رگو » مىگفتهاند . نگر : المعجم فى معايير أشعار العجم ، چ زوّار ، ص 458 و 459 .
بارى ، تعبير « فرم الأمة » ، در اينجا ، كنايه از نهايت خوارى و ذلّت است . .