[ 329 ] گفت : كار خود را كردند ؟ ! « خداوند خانههاشان را - يا : گورهاشان را - از آتش پر كناد ! » اين بگفت و بيهوش بيفتاد ! « 1 » ابن عبّاس هم منتظر خبرى از حسين بن على - عليهما السّلام - بود كه كسى به سراغش آمد و پنهانى با او چيزى بگفت ؛ پس ابن عبّاس
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
گفت ؛ راوى گويد :
[ 330 ] گفتيم : أبو العبّاس ! چه رخ داده ؟ ! گفت : مصيبتى بزرگ كه أجر آن را از خداوند مىخواهيم ! « 2 » حتّى جنّيان هم در اين اندوه عظيم ، با مؤمنان و با طبيعت ، همراه شدند . در گزارشها آمده است :
[ 335 ] أمّ سلمه گفت : شنيدم جنّيان روزى كه حسين كشته شد ، بر او نوحه مىكردند و مىگفتند :
أيّها القاتلون ظلماً حسيناً * أبشروا بالعذاب و التّنكيل
كلّ أهل السّماء يدعو عليكم * من نبىّ و مرسل و قتيل
قد لعنتم على لسان ابن داوو * د و موسى و صاحب الإنجيل « 3 »
( يعنى : اى آنان كه حسين را بظلم بكشتيد ! آمادهء عذاب و مجازات باشيد ! همهء آسمانيان ، از پيامبر و فرستاده و كشته ، شما را نفرين مىكنند .
شما ، بر زبان پسر داود سليمان و موسى و آورندهء إنجيل عيساى روح اللّه ، لعن شدهايد ) .
[ 336 ] و جنّيّهاى چنين نوحهسرائى مىكرد :
ألا يا عين فاحتفلى بجهد * و من يبكى على الشّهداء بعدى
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 153 ) .
( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 153 ) .
( 3 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 154 ) .