34 داغدارى و سوگوارى
هيچكس نماند كه بخاطر كشته شدن حسين - عليه السّلام - به اندوه و درد دچار نيامده باشد ، زيرا إمام يك شخص نبود ، بلكه يك شاخص بود كه ديدگان أمّت به او دوخته شده بود تا از بحرانى كه اين أمّت و دين و دنيايش را در ميان گرفته ، رهائىاش بخشد .
اگر مردمان ، از درك وظيفهء خود در اين شرايط بغرنج شانه تهى كردند و نتوانستند فداكارى و جانفشانى كنند ، إمام حسين - عليه السّلام - با جانفشانى و إقدام خويش نهفتههاى اندرونى ايشان را شكوفانيد و ايشان پس از آنكه فرصت يارى إمام را با جان خويش از دست دادند ، از يارى او با عواطف خود دست بازنداشتند ؛ هر چند كه وجود شريف او و معارف و معانى و مكارمى را كه بر دوش مىبرد ، از كف داده بودند ! سوگسرودهها - كه در چنين شرائط هولانگيزى إدامهء قيام إمام حسين به شمار مىرفتند - ، يكى از نتايج آن قيام بود كه مهر سكوت از زبانها برداشت .
نخستين كسى كه آشكارا سوگوارى و نوحهسرائى كرد ، أمّ سلمه بود ، همسر پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، كه در نشر أخبار سرگذشت إمام حسين - عليه السّلام - بسيار كوشيد . او در پى كسب خبر از حسين - عليه السّلام - بود و به كنيزك خويش گفت :
[ 89 ] بيرون شو و برايم خبر بياور . كنيزك بازگشت و گفت : حسين را كشتند ! أمّ سلمه فريادى برآورد و از هوش رفت ؛ سپس به هوش آمد و
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
خواند و گفت : كشتندش ؟ ! خدايشان بكشاد ! كشتندش ؟ ! خدايشان ذليل كناد ! كشتندش ؟ ! خدايشان خوار كناد !