تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
[ 323 ] اگر در ميان كسانى بودم كه حسين را كشتند ، و آنگاه به بهشت در آورده مىشدم ، از اين كه به چهرهء پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بنگرم ، شرم مىكردم . اگر با صراحت سخن نگفته ، سبب آنست كه چنين فرضى در محيطى طرح مىشود كه در آن بعيد نمىدانند قاتل حسين - عليه السّلام - به بهشت درآيد ! اين ، يكى از وجوه فرو لغزيدن در گمراهى ، واماندگى در فهم ، فقدان دريافت ، و دورى از إسلام است ! وقتى - چنان كه قرآن مىگويد -
« وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها »
« 1 » ( يعنى : هر كه مؤمنى را از روى عمد بكشد جزاى او دوزخ است و جاودانه در آن باشد ) ، چگونه ممكن است كشندهء حسين - كه سرور جوانان بهشت است - به بهشت در آيد ؟ ! برهنه : پيش از آنكه كربلا را ترك گوئيم ، و با « روز عاشورا » و همهء دردها و غصّه‌هايش وداع كنيم ، بايد نگاه و بدرود بر آن پيكرهاى پاك بيفكنيم كه در راه إسلام و رسالت بزرگ آن به خون خويش درغلتيده‌اند . بناگاه چشممان به صحنه‌اى دلخراش مىافتد : پيكر حسين ، محبوب پيامبر ، بر زمين افتاده و از هر چه آن را از سوزندگى آفتاب در أمان بدارد عارى است ! در حديث آمده كه حسين - عليه السّلام - خود از منش پست اين گروه چشم مىداشت كه جامه از تنش بدر كنند : [ 277 ] حسين بن على هنگامى كه كشته شدن خويش را نزديك ديد ، فرمود : جامه‌اى به من بدهيد كه مورد رغبت كسى نباشد ! تا آن را زير جامه‌هايم بپوشم و از تنم بدر نياورند ! پس جامه‌اى ستد ؛ آن را پاره كرد و زير جامه‌هاى خود پوشيد !
هامش
( 1 ) . س 4 ى 93 .