تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
وعده‌ها ، پيمان‌شكنى ، عهدگسلى و هتك حرمت - نفوسشان را آكنده و در عقولشان لانه گزيده بود ! إمام حسين - عليه السّلام - روشن كرد كه مسلمانان در آن روزگار تا مرز فرمانبرى از حاكمان در نافرمانى خداوند ، و تا حدّ خوارى و سرسپردگى و إطاعت از صاحبان قدرت - بخاطر دلبستگى به حيات دنيوى - ، زيردست حكومت‌گران قرار گرفته‌اند ؛ حال در شخصيّت و رفتار و كردار و گفتار و انديشهء اين حاكم ، هر اندازه شناعت و قباحت و فساد و جور و فرومايگى و ددمنشى باشد ، گو باش ! ! اينها همه ، ردّ و نقضى بسنده است بر نظر كسانى كه مىگويند : أمّت در تعيين سرنوشت سياست بنيادينى كه با دين و دنياى مردم در پيوند است و جان و مال و آبروى خلق بر آن استوار مىگردد ، نوعى « عصمت » دارد ! إمام حسين - عليه السّلام - ، با سخنرانيها و موضعگيريها و شهادت خويش ، نشان داد كه اين أمّت مسلمان ، پس از پنجاه سال ، حقائق روشنى را كه بر او عرضه مىشود در نمىيابد و درك نمىكند ، و تا حدّ دست يازى به قتل نوادهء پيامبر أمّت و به إسارت گرفتن دختران و خاندان او ، در نادانى فرو رفته است ! وقتى فهم و دريافت أمّت ، پس از گذشت پنجاه سال از حكومت خلفا به نام إسلام ، و برغم سالهاى پياپى كه مفاهيم إسلامى در قالب قرآن و سنّت و سيرت أصحاب دين پيش چشم و گوش أمّت بوده است ، در اين پايهء نازل از جهل و تباهى و انحطاط و ددمنشى باشد - كه خود عين « فقدان فهم و دريافت » به شمار مىرود - ، حال اين أمّت ، پيش از پنجاه سال معلوم است ! ؛ يعنى : همان سال كه پيامبرشان - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - درگذشت ، و ادّعا مىشود كه أمّت در آن زمان در نصب خليفه‌اى براى خودشان إجماع نمودند - تازه اگر اين إجماع صورت‌پذير باشد و ثابت گردد ! - ، تا آن خليفه در مقامى جليل و مقدّس و با أهمّيّت ، يعنى مقام پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، قرار گيرد ! وقتى أمّت در عصر حسين - عليه السّلام - ، در پنجاه سالگى خويش ، به پايه‌اى از فهم و دريافت نرسيده كه بداند كدامين رفتارهاى خليفه و واليان ، يعنى