عرب هستيد ! « 1 » بدين ترتيب ، اين را كه ايشان دين داشته ، به أحكام آن باورمند باشند ، و مسلمان بوده ، چونان هر ديندار باورمند از معاد بهراسند و از دست يازيدن به كمتر از اين گناهان پليد و زشت هم دست باز كشند ، نفى كرد .
همچنين عرب بودن ايشان را إنكار كرد ؛ زيرا « عرب بودن » ، نزد أهل آن ، قوانين و سنن و آداب و موازينى دارد كه كمترين آن حسّ آزادگى و گردنفرازى و حميّت و مروّت و خوددارى از دست يازيدن به جرمهاى پست و درازدستيهاى حقير است .
أمّا اين جماعت مسلمان ! و عرب ! ، - بخاطر دورى از حق و پيوستن به باطل - مسخ شده و تا حدّ نادانى و نابينائى در رذيلت فرو رفته بودند .
كربلا و روز عاشورا ، همچنان لكّهء ننگى است بر جبين تاريخ مسلمانان و بر پيشانى سدهء يكم - كه نه گذشت روزگار محوش مىسازد و نه گذر زمان فرو مىشويدش !
هامش
( 1 ) . اين سخن را مقتلنويسان نقل كردهاند ؛ نگر : الإيقاد : ص 129 ، و مقتل الحسين عليه السّلام از مقرّم : ص 275 .