تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
يزيد و ابن زياد ، سبب مىشود دست ردّ به سينهء ايشان بزند ، از خطّمشى ايشان دورى گزيند ، كرانه گيرد و از كردارهاشان بيزارى جويد ؛ بلكه چندان نادان و گمراه است كه ايشان را در حدّ دست يازى به قتل سرور جوانان بهشت و نوادهء پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - إطاعت مىكند ! ، چنين أمّتي چگونه ، پنجاه سال پيش ، در زمان خردى و درست پس از وفات پيامبر ، مىتواند در انتخاب جانشين براى آن حضرت بر صواب و پيرو راه راست باشد ؟ ! إثبات اين حقيقت كوبنده ، يكى از نتايج إقدام إمام حسين - عليه السّلام - به إتمام حجّت در روز عاشورا بود ! آثار كوششهاى إمام - عليه السّلام - در سخنرانىاش هر چه بوده باشد ، اين مسلّم است كه زمين از حجّت خالى نمىماند و از ميان آن جماعت انبوه غرقه در نادانى ، أفرادى برخاستند كه فريادهاى حسين - عليه السّلام - را دريافتند ؛ وجدانشان ، بيدار ، و چشم دلشان ، بازشد . در پايان حديث طرح پيشنهادهاى سه‌گانهء إمام - عليه السّلام - و مواجههء سپاه كوفه با اين پيشنهادها از طريق نفى و سلاح ، آمده است : [ ص 220 ] قريب به سى مرد از أهل كوفه با عمر بودند ؛ گفتند : پسر دخت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - سه راه به شما پيشنهاد مىكند ، ولى هيچ‌يك را نمىپذيريد ؟ ! آنگاه به حسين پيوستند و در ركاب او جنگيدند . اينان ، رساترين حجّت بر همهء اين جماعت بودند ؛ سخنشان نشان داد كه گفتار حسين به سپاه كوفه رسيده است ، ولى حبّ دنيا ، غرور جاهلى ، و چشم‌پوشى از حق ، بر دلهاشان زنگار زده و ازين روى هدايت نمىشوند . آيا - پس از اينهمه - سزاوار است كه گفته شود اين جماعت أمّت رسول خدا ، حضرت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، است ، و به دين او - يعنى : إسلام - إيمان دارد ، و مىخواهد به بهشت درآيد ؟ ! يكى از ايشان به اين تناقض إشارت كرده و گفته است :
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 201 | جويا جهانبخش / السيد محمد رضا الحسيني الجلالي