تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
مؤمنى » ؟ . گفتند : آرى چنين است . فرمود : شما را به خدا ، آيا مىدانيد كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هنگامى كه مسيحيان أهل نجران را به مباهله فرا خواند ، جز او و همسر و دو پسر او را با خود نبرد ؟ گفتند : آرى چنين است . فرمود : شما را به خدا ، آيا مىدانيد كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - روز خيبر پرچم را به او سپرد و فرمود : « آن را به دست مردى مىسپارم كه خدا و رسولش او را دوست مىدارند و او خدا و رسولش را دوست مىدارد ، پرستيزى بىگريز ؛ خداوند خيبر را به دست او مىگشايد » ؟ گفتند : آرى چنين است . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول خدا او را با « برائت » « 1 » فرستاد و فرمود : « جز من يا مردى از من ، كسى إبلاغ نمىكند » ؟ گفتند : آرى چنين است . فرمود : آيا مىدانيد كه هيچ دشوارى براى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پيش نيامد مگر آنكه او را به جهت اعتمادى كه به وى داشت پيش فرستاد ، و هيچ‌گاه او را به نامش
هامش
( 1 ) « چون سورت برائت منزل شد ، رسول - صلّى اللّه عليه و آله - خواست كه أبو بكر را به أصحاب نمايد كه او را عند اللّه چه درجه است و ديانت او تا كجاست و بعد از وى لايق إمامت نيست . سورت برائت به وى داد و گفت : برو بر أهل مكّه خوان و عهد ايشان تازه كن . أبو بكر سورت بستد و برفت . جبرئيل آمد و گفت : اى محمّد ! خداى - تعالى - مىفرمايد كه سورت برائت بر أهل مكّه تو را مىبايد خواند و عهد ايشان تو را تازه مىيابد كرد ، يا كسى كه از نفس تو باشد . رسول أمير المؤمنين را بفرستاد و گفت : برو و سورت برائت از أبو بكر بستان و او را مخيّر كن ، اگر خواهد با تو بيايد و اگر خواهد بازگردد و نزد من آيد . أبو بكر دو منزل رفته بود أمير المؤمنين به وى رسيد ؛ سورت برائت بستد و او را مخيّر كرد . او بازگشت . چون به خدمت رسول رسيد گفت : يا رسول اللّه ! در من چه ديدى كه على را بر من برگزيدى ؟ رسول گفت : أمر خداى - تعالى - چنين بود كه سورت برائت بر أهل مكّه من خوانم يا كسى كه از نفس من باشد ، و على نفس من بود . » ( دقائق التأويل و حقائق التّنزيل ، أبو المكارم حسنى ، پژوهش جويا جهانبخش ، ص 128 ؛ با تصرّف بسيار اندك كه بيشتر رسم الخطّى است ؛ از براى مآخذ متعدّد سنّى كه اين واقعه را نقل كرده و گزارش نموده‌اند ، نگر : همان ، ص 594 ) .