آن حضرت - عليه السّلام - گفت : از موالى « 1 » مرا خبر ده ! گفتم : يا رباخوارند ، يا آزمند به دنيا ! آن حضرت - عليه السّلام - گفت : « إنّا للّه و إنّا إليه راجعون » « 2 » ، به خدا سوگند اينان همان دو گروهاند كه مىگفتيم خداوند - تبارك و تعالى - با ايشان دينش را يارى مىكند .
اى جعيد همدان ! مردمان چهار دستهاند :
گروهى از ايشان بهرهء نيكو دارند و خوى نيكو ندارند .
گروهى از ايشان خوى نيكو دارند و بهرهء نيكو ندارند .
گروهى از ايشان نه خوى نيكو و نه بهرهء نيكو كه اينان بدترين مردماناند .
و گروهى از ايشان هم خوى نيكو و هم بهرهء نيكو دارند كه اينان برترين مردماناند . « 3 »
اين حديث ، مراقبت دقيق إمام حسين - عليه السّلام - را نسبت به جامعهء روزگار خويش نشان مىدهد .
آنجا كه مىفرمايد : « . . . مىگفتيم . . . » ، آشكارا نشان مىدهد ، إمام و همراهان ايشان همواره بدين أمر توجّه داشته ، و به برنامهريزى حكيمانه و رايزنى مستمر ،
هامش
مىانداختهاند . جواليقى أصل اين واژه را پارسى دانسته و « جلاهه » گفته است ، و برخى ديگر « جله » ( نگر : المعرّب ، همان طبع ، همان ص ، هامش ) .
( 1 ) . « موالى » ، جمع « مولى » ست و « مولى » در زبان عربى معانى مختلف دارد ( از جمله : سرپرست ، بنده ، آزاد كرده ، آزادكننده ، همپيمان ) . در تاريخ إسلام ، بويژه در روزگار بنى أميّه ، تعبير « موالى » در مورد طبقهء بندگان آزاد كرده ، و نيز در مورد أقوام مسلمان غير عرب ، به كار مىرفته است .
نگر : دائرة المعارف فارسى ( مصاحب ) ، ص 2881 . نيز سنج : مرآة العقول ، 3 / 387 .
( 2 ) . يعنى : ما از آن خدائيم و به سوى او بازمىگرديم / س 2 ى 156 .
( 3 ) . تاريخ دمشق ، ترجمة الإمام الحسن - عليه السّلام - ، ش 272 ، ص 159 . اين حديث را ابن عساكر از إمام حسن - عليه السّلام - روايت كرده است ، ليك ابن سعد ، و همچنين متّقى هندى - چنان كه در هامش موضع ياد شده مذكورست - آن را از إمام حسين - عليه السّلام - نقل كردهاند . جعيد از هر دو إمام روايت مىكند ، ليك ذكر « سكينه » مشخّص مىكند كه حديث از إمام حسين - عليه السّلام - است .