تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

24 نظارت بر جامعهء إسلامى

از مهمترين وظائف إمام ، آنست كه براى يارى أمّت إسلامى و حفظ جامعه از فروپاشى يا دودستگى ، جامعهء اسلامى را بدقّت زير نظر بگيرد ، هر خرد و كلان را در حيات اجتماعى مسلمانان بر رسد و ببيند ، و با روشهاى مناسب و از طريق إمكانات موجود در إصلاح و إرشاد آن و دفع مفاسد و زيانها بكوشد . حديث مهمّى از إمام حسين - عليه السّلام - رسيده است كه ژرفاى اهتمام إمام را بدين مهم نشان مىدهد : جعيد همدانى گفته است : به نزد حسين بن على آمدم . دخترش ، سكينه ، بر سينهء او بود . صدا زد : اى بانوى كلبى ! « 1 » ، بيا دخترت را از من بگير . آنگاه از من پرسيد و گفت : مرا از جوانان عرب خبر ده ! گفتم : مشغول بازى و محفل‌نشينىاند ! « 2 »
هامش
( 1 ) . يعنى : اى بانوئى كه أهل قبيلهء كلب هستى . بنى كلب ، شاخه‌اى از قضاعه بوده‌اند و اين بانو كه از بنى كلب به شمار مىرود ، رباب بود ، مام سكينه - سلام اللّه عليهما . نقلهاى تاريخى از علاقهء فراوان سيّد الشّهداء به اين همسر ارجمند و دخت گرامىاش حكايت مىكند . دلبستگى و وفادارى اين بانوى بزرگوار به سالار شهيدان - صلوات اللّه و سلامه عليه - نيز بر صفحهء تاريخ بازتابى درخشان دارد . نگر : مرآة العقول ، 5 / 372 ؛ و : منتهى الامال ، 2 / 1055 - 1058 ؛ و : زندگانى إمام حسين عليه السّلام ، رسولى محلّاتى ، 561 - 563 ؛ و : قصّهء كربلا ، صص 545 - 547 . ( 2 ) . أصل عبارت اين است : « أصحاب جلاهقات و مجالس ! » . واژهء « جلاهق » معرّب است و هم بر گوى و گلوله‌اى كه انداخته مىشود و هم بر كمان ، إطلاق مىگردد . واژهء « جلاهقات » در واقع از أسباب‌بازى و سرگرمى در آن زمان حكايت مىكند . بنابر آنچه أبو منصور جواليقى ( 465 - 540 ه . ق ) در المعرّب ( ط . شاكر ، ص 96 ) گفته است ، « جلاهق » گوى گلينى بوده است كه ناهمواريهايش را زدوده باشند و كودكان اين گوى را از كمان
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 120 | جويا جهانبخش / السيد محمد رضا الحسيني الجلالي