تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
قالت : أ تدرى ما صنعت بساكنى * مزّقت ألحمهم و خرّقت الكسا و حشوت أعينهم ترابا بعد ما * كانت تؤذى بالقليل من القذى أمّا العظام فإنّنى فرّقتها * حتّى تباينت المفاصل و الشّوى قطّعت ذا من ذا و من ها ذاك ذا * فتركتها رمما يطول بها البلى « 1 »
( يعنى : ساكنان قبور را آواز دادم ليك در پاسخم خاموش بودند ، و در برابر خاموشىشان ، شيون گورها پاسخگوى من شد . گفتند : مىدانى با ساكن خود چه كردم ؟ گوشتهاشان را دريدم و جامه‌شان را پاره كردم . ديده‌هايشان را كه با اندكى خاشاك آزرده مىشد ، از خاك آكندم . استخوانهاشان را پراكندم تا بندها و دست و پا و كاسهء سر از هم جدا شد . هر جزء را از جزء ديگر بريدم و گسلانيدم ، آنگاه پوسيده وانهادمشان تا بمرور بفرسايند ) . [ 211 ] اين أشعار را هم از آن حضرت - عليه السّلام - دانسته و برخوانده‌اند :
لئن كانت الدّنيا تعدّ نفيسةً * فدار ثواب اللّه أعلى و أنبل و إن كانت الأبدان للموت أنشئت * فقتل سبيل اللّه بالسّيف أفضل و إن كانت الأرزاق شيئاً مقدّراً * فقلّة سعى المرء فى الكسب أجمل و إن كانت الأموال للتّرك جمعت * فما بال متروك به المرء يبخل « 2 »
( يعنى : اگر دنيا گرانمايه به شمار مىآيد ، پس سراى پاداش خداوند بالاتر و ارجمندتر است . اگر تن‌ها براى مرگ آفريده شده‌اند ، پس با شمشير در راه خدا
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 132 ) با اختلاف اندك . ( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 133 ) .