گفتار ما
اسامى و القاب و كنيههاى آن حضرت در روايات ذكر شد ، اينك به دو مطلب بايد توجه داشت :
1 . راويان تعمّد داشتهاند كه نام شريفش را به صراحت ذكر نكنند و فقط با « م ح م د » از آن حضرت ياد كنند ، كه شايد اين كار به دستور ائمه عليهم السّلام بوده است ، يا ايشان نام حضرت را به اين شكل مىبردند و راويان از آنها پيروى كردهاند .
در فصل هشتم باب دوم ، در اينباره بحث خواهد شد .
2 . در حديث پنجم امام فرمود : « أنا ولّدتك » تو زادهء من هستى ، و اندكى بعد فرمود « ولّدك رسول اللّه » تو زاده پيامبر هستى ، و ايندو عبارت باهم منافاتى ندارند چون جمله دومى به اين معنى است كه تو از نسل پيامبر و ذريّه او هستى .
13 - 1 : معنى نامها ، كنيهها و لقبهاى آن حضرت عليه السّلام
روايات
1 . صقر بن دلف مىگويد : از امام جواد عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : « امام بعد از من پسرم على است ، امر او امر من ، سخن او سخن من و اطاعت او اطاعت از من است ؛ امامت پس از او به پسرش حسن مىرسد ، امر او امر پدرش ، سخن او سخن پدرش و پيروى از او پيروى از پدرش است . سپس ساكت شد . عرض كردم : يابن رسول اللّه ، پس امام بعد از حسن كيست ؟ امام عليه السّلام سخت گريه كرد ، سپس فرمود : « بعد از حسن ، فرزندش قائم به حق ، امام منتظر است . » عرض كردم : « يابن رسول اللّه چرا آن حضرت ، قائم ناميده شده است ؟ فرمود : « زيرا بعد از آنكه ياد و نام او مرد و اكثر معتقدان به امامتش از او برگشتند قيام مىكند . » بعد عرض كردم : « چرا آن حضرت منتظر ناميده شده است ؟ » فرمود : زيرا دوران غيبت او بسيار طولانى مىشود ، دينداران و خداجويان ناب منتظر خروج او هستند و شكاكان بىايمان ، او را انكار مىكنند ، منكران - حق و ديانت - ياد و نام او را مسخره مىكنند ، و عدّه زيادى براى ظهور او وقت و زمان تعيين مىنمايند ، برخى كه شتابزده و عجولند - يا با متوسل شدن به مدعيان دروغگو يا با نااميد شدن از آمدن مهدى و انكار او - خود - و دينشان را به