محفوظ بماند ، چنان كه در ايام حمل و تولد و خردسالى نيز به همين علت ، همهچيز مخفى بوده است . روايت چهارم فصل هفت از باب اول و نيز روايات پنجم و ششم همين فصل شاهد اين مطلب است .
رواياتى نظير روايت چهارم و يازدهم تا پانزدهم اين فصل - كه نام آن حضرت را به صراحت ذكر كرده و اجازهء نام بردن داده است - گواه اين است كه آن دسته از رواياتى كه از نام بردن نهى كرده درصد بيان حكم تعبدى محض « 1 » نيست ، بلكه مقصود همانچيزى است كه ما به آن اشاره نموديم ؛ اگرچه علم به حقيقت امور ، فقط از آن خداست .
9 - 2 : وجود امام غايب عليه السّلام نعمتى در دسترس
روايات
1 . اعمش مىگويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : « از زمانى كه خداوند ، آدم را خلق كرده است ، زمين از حجت خدا خالى نبوده است ، حجتى كه يا آشكار و شناخته شده است و يا پنهان و ناشناس ، و تا روز قيامت هم زمين از حجت خدا خالى نخواهد بود و اگر غير از اين بود عبادت خدا انجام نمىگرفت . » سليمان اعمش مىگويد عرض كردم : « مردم چگونه از امام پنهان از ديدهها بهرهمند مىشوند ؟ » فرمود : « همانطور كه وقتى خورشيد زير ابرها پنهان است مردم از آن بهرهمند مىشوند . » « 2 »
2 . در توقيعى كه از ناحيه مقدسه حضرت مهدى عليه السّلام به دست محمد بن عثمان
هامش
( 1 ) . مقصود از حكم تعبدى محض ، حكمى است كه چه به علت و فلسفهء صدور حكم دسترسى پيدا كنيم و چه از آن بىاطلاع باشيم ، چه عقل ما از درك آن عاجز باشد و چه عقل ، با استدلال و محاسبه به آن برسد ، در هر حال حكم لازم الاجراست و بايد اطاعت شود . امّا در مقابل ، اگر حكمى تعبّدى نباشد در هرجا موضوع آن مسلّم است و علتى براى جارى شدن آن وجود دارد جارى مىشود و اگر زمينه و علت جارى شدن آن وجود نداشته باشد يا مشكوك باشد جارى نمىشود . در موضوع مورد بحث ، چون در حالحاضر هيچ ضرورتى براى مخفى ماندن نام ايشان وجود ندارد و خطراتى كه از اين نظر متوجه وجود مقدس حضرت بوده است هماكنون منتفى است فلذا حكم مخفى ماندن نام ايشان كه - حكمى غير تعبدى است - لازم الاجرا نيست و در هر زمانى تابع موضوع و علت است . مترجم
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 92 ، روايت 6 .