11 . محمد بن ابراهيم كوفى مىگويد : امام عسكرى عليه السّلام گوسفندى ذبح فرمود و از گوشت آن براى بعضى از افرادى كه نامشان را برد فرستاد و فرمود : اين از عقيقه پسرم محمد است . » « 1 »
12 . ابى غانم خادم مىگويد : « براى امام عسكرى عليه السّلام پسرى متولد شد كه او را محمد ناميد . . . » « 2 »
13 . ابى الجارود از امام باقر عليه السّلام از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل مىكند كه گفت :
وارد خانهء فاطمه شدم ، در برابرش لوحى قرار داشت كه اسامى جانشينان ائمه از نسل فاطمه نوشته شده بود ، تعداد آنها را شمردم ، دوازده نفر و آخرين آنها قائم بود ، سه نفر از آنها محمد و چهار نفر على بودند . » « 3 »
14 . مفضل بن عمر مىگويد : بر امام صادق عليه السّلام وارد شدم و به ايشان عرض كردم :
« قول داده بوديد جانشين خودتان را به ما معرفى كنيد . فرمود : « امام بعد از من ، پسرم موسى است و جانشين منتظر ، محمد بن حسن بن على بن محمد بن على موسى مىباشد . » « 4 »
15 . از امام عسكرى عليه السّلام دربارهء حجت و امام بعد از خودش سوال شد . آن حضرت فرمود : « پسرم محمد ، امام و حجت بعد از من است . . . » « 5 »
گفتار ما
اگر منصفانه و از روى بىغرضى ، در اين روايات دقت شود به اين نتيجه خواهيم رسيد كه منع و تهديدهايى كه از سوى امامان عليهم السّلام ، نسبت به ناميدن حضرت - به اسم مباركش - وارد شده است مربوط به فاصلهء زمانى عصر پدر آن بزرگوار تا زمان غيبت است تا اينكه از توجه بيش از حد مردم و خطرات ناشى از حكومت طاغوتيان
هامش
( 1 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 489 ، روايت 15 .
( 2 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 489 ، روايت 16 .
( 3 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 490 ، روايت 20 و نيز مراجعه شود به ج 11 ، ص 491 ، روايت 21 .
( 4 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 491 ، روايت 22 .
( 5 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 491 ، روايت 23 .