تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشموس المضيئة في الغيبة والظهور والرجعة (ظهور نور) (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
آن را در گنجينه علم پيامبرش به وديعه گذاشته است . » « 1 » 4 . ابو الجارود از امام باقر عليه السّلام از پدران بزرگوارش از امير المؤمنين عليه السّلام نقل مىكند : « او دو اسم دارد ، اسمى پنهان و اسمى آشكار ، اسم پنهانش احمد و اسم آشكارش محمد است . » « 2 » 5 . ابو خالد كابلى از امام باقر عليه السّلام خواست تا حضرت قائم را با اسم به او بشناساند . حضرت فرمود : « اى ابو خالد از چيزى سؤال كردى كه اگر فرزندان فاطمه هم مىدانستند در صدد بودند او را پاره‌پاره كنند . » « 3 » 6 . در بعضى از نامه‌هاى آن حضرت ، در جواب به سؤالى كه از اسم و محل آن امام شده است فرموده‌اند : « اگر اسم را بدانيد ، راز منتشر مىشود و اگر مكان را كسى بداند به سمت آن سرازير خواهند شد . » « 4 » 7 . در نامهء ديگرى از آن حضرت آمده است : « هركس در مجلس عمومى نام مرا ببرد جدا ملعون است . » « 5 » 8 . در نامه ديگرى آمده است : « هركس در جمعى از مردم نام مرا ببرد خداوند او را لعنت كند . » « 6 » 9 . امام صادق عليه السّلام فرمود : « صاحب الامر ، مردى است كه جز كافران كسى او را به نام نمىخواند . » « 7 » 10 . عبد العظيم حسنى از امام جواد عليه السّلام نقل مىكند كه در مورد ناميدن حضرت قائم عليه السّلام فرمود : « ولادتش از مردم مخفى و جسمش از ديده‌ها غايب و به اسم ناميدنش حرام است . او هم نام و هم كنيه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است . . . » « 8 »
هامش
( 1 ) . اثبات الهداه ، ج 3 ، ص 490 ، روايت 228 . ( 2 ) . اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 490 ، روايت 230 . ( 3 ) . اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 509 ، روايت 328 . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 33 ، روايت 8 . ( 5 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 33 ، روايت 9 . ( 6 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 33 ، روايت 10 . ( 7 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 33 ، روايت 11 . ( 8 ) . وسايل الشيعه ، ج 11 ، ص 489 ، روايت 14 .