بود ، فوقالعاده شديد بود و قيسيان هنوز با خلفاى اموى كه با قبيلهء كلب همكارى نزديك داشتند ، مخالف بودند و سغديان و هياطله از اين وقفهاى كه به تزلزل و ترديد مىگذشت براى قيامهاى مكرر بر ضد سلطهء عربها استفاده مىكردند « 1 » .
اما پس از آنكه وليد به حكومت رسيد ( 705 ميلادى برابر با 86 هجرى ) « 2 » اين انتصاب صورت پذيرفت « 3 » .
قتيبه به زودى نقشهء حركت خويش را براى اردوكشى دامنهدارى بدان سوى جيحون تدارك ديد و از مروالرود به طالقان رفت و در آنجا با حاكم بلخ و بعد از مدتى با پادشاه شومان ( شمال شرقى چغانيان ) و همچنين با نيزك ( تيرك ؟
طرخان ) ترك ( و شايد هم هيطلى ؟ ) از سيستان ، در بادغيس متحد گشت و اطاعت پادشاهان چغانيان ( به عربى صغانيان ) و تخارستان را پذيرفت و سرانجام در مرو به تهيهء آخرين تداركات مستقيم خود پرداخت « 4 » .
در سال 706 ميلادى برابر با 87 هجرى ، قتيبه در نزديكى آمل از جيحون گذشت و به جانب بيكند ( پيكند ) واقع در سرزمين سغديان پيش رفت و محاصرهء آنان را با وجود مقاومت شديد درهم شكست . اما تنفر و دشمنى اهالى آن سرزمين به زودى به صورت قيامى ظاهر شد و در نتيجه پس از تصرف مجدد اين
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، ص 418 به بعد
( 2 ) - بلاذرى ، ص 419 : - ابن الاثير ، ج 4 ، ص 200
( 3 ) - در تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 342 ، چنين آمده است : يا اينكه بايد يك سال جلوتر باشد ؟ نيز رجوع كنيد به طبرى ، رديف 2 ، 1180 . - در مورد ازمنهء بعدى ( تا 715 ) رجوع شود به :Barthold , Turk . 184 - 186 ; Wellhausen , Arab . 267 - 277 .يادداشت مختصرى از فعاليت وى : العيون و الحدائق ، ص 2 .
( 4 ) - بلاذرى ، ص 419 ؛ - طبرى ، رديف 2 ، صفحات 1178 تا 1182 و 1884 به بعد ؛ دينورى ، ( اخبار الطوال ) ، ص 329 به بعد ؛ ابن الاثير ج 4 ، صفحات 200 تا 202 . و نيز ؛Wilhelm Barthold in der E I , I 845 f . ; Gibb , Conq . 28 - 58 ; Sedighi 24 - 30