بين النهرين ، يعنى در سرزمينى كه عناصر ايرانى مقيم آن نيز در قيام مختار « 1 » ( 682 ميلادى برابر 63 هجرى ) كه به علل مذهبى به وجود آمده بود ، شركت نمودند ، هم واقعيت خويش را آشكار ساخت . بعلاوه تنفر و بيزارى ايرانيان در مقابل اربابان جديد خويش ازاينرو تشديد مىشد كه عربها با اين كشور مانند غنيمت مسخر و شكار مغلوبى رفتار مىكردند ، و همچنين ازاينرو كه قسمتهاى بزرگى از قبايل عرب ( از بصره ) به ايران مخصوصا به خراسان كوچ كرده بودند « 2 » .
و اين تنفر و انزجار ايرانيان بىشك بدين جهت رو به فزونى مىرفت كه دشمنيهاى قبيلهاى عرب ، كه چون رشتهء قرمزى در تمام دورهء حكومت سلسلهء امويان در سراسر شرق كشيده شده بود و به موازات مبارزات مذهبى ( مثلا با خوارج ) حركت مىكرد ، در سرزمين ايران نيز گسترش يافته بود .
اينگونه نبردهاى قبيلهاى عرب حتى از دورهء خلافت على ( ع ) « 3 » همراه با مبارزات سياسى آغاز شد و به منظور كوتاه كردن دست عربهاى شمالى ( قيسيه ) و خصوصا طايفهء تميم ، از حكومت بر خراسان « 4 » ادامه يافت . و هنگامى كه زياد ابن ابيه ، والى مشهور سلسلهء امويان در بين النهرين و ايران ، مىخواست حكومت اين ايالت را به قبيلهء ازد ، كه از عربهاى جنوبى ( كلب ) و از
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 2 ، صفحات 596 تا 600 ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 . صفحات 307 تا 316 و
( 2 ) - ابن سعد ، ج 7 / 1 ، ص 4 و 18 ؛ - دربارهء نسبت و ارتباط قبايل عرب در خراسان بطور كلى بايد به توضيح اساسىWellhausen , Arab . 256 - 306و به « فصل عربها » از همين كتاب مراجعه شود .
( 3 ) - ابن الاثير ، ج 3 ، ص 130 ( 657 / 658 37 هجرى ) . - دربارهء پيدايش ( ابتداء بطيئ ) تضاد سخت بين كلب و قيس ، رجوع كنيد به :Wellhausen , Arab . 112 f .( 4 ) - بلاذرى ، ص 409 ؛ - طبرى ، رديف 2 ، ص 65 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 3 ، ص 174 .