تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
در قرن هفتم ميلادى ( قرن اول هجرى ) هنوز ميان اين دو ، هيچ وجه مشتركى موجود نبوده است . در عين حال شورشهايى كه بوسيلهء خوارج در جنوب ايران به وجود مىآمد تأثير ممتدى در جنگهاى واقع در سرزمين كوهستانى شرقى داشت . اين شورشها پس از آنكه نواحى مركزى ايران به دست مسلمانان افتاد ، بازهم ادامه يافت ، و قسمتى از اين جنگها به دست مؤمنينى رهبرى مىشد كه امتحان واقعى مذهبى خود را در جهاد مىدانستند « 1 » و با صراحت كامل در پى شهادت مىكوشيدند « 2 » ، حتى اين دسته تقريبا هرساله در تابستان به تفتيش و تعقيب مخالفان خود مىپرداختند ، به‌طورىكه به زودى باعث دهشت همسايگان ( مثلا در سغد و همچنين در آسياى صغير ) گشتند « 3 » . در اين موقع رهبر اصلى قيام محلى ، ژونبيل بود كه تحت نفوذ وى اهالى كابل در سال 682 / 683 ميلادى ( مطابق 63 هجرى ) به مخالفت مسلمانان علم طغيان برافراشتند « 4 » و در « جنزه » آنان را شكست خونينى دادند و ايشان را به تخليهء تمام شمال شرقى استان سيستان ( سيستان آن زمان ) مجبور ساختند . و چون ژونبيل به زودى پس از آن ، در جنگى كشته شد جانشين وى ( آيا پسرش بوده ؟ ) با همان عنوان ، ( نام وى ذكر نشده ) جنگ با متجاوزان به ايران را با فعاليت بسيارى ادامه داد و حجاج والى را ، پس از شكست خونينى ، به عقد صلح‌نامه‌اى ( در سال 693 / 694 ميلادى برابر با 74 هجرى ) « 5 » ناگزير ساخت ، و حملهء دوم
هامش
( 1 ) - تاريخ قم ، ص 37 ( 2 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 1037 ( 698 / 99 79 هجرى ) ؛ - گرچه فرمانده لشكر اسلامى ، عبيد الله ، در يكى از مراحل پيكار با ژونبيل ، چنين جنگى را مطلقا بىفايده و رهبر آن را ديوانه قلمداد نمود ، مع‌ذلك وى فدائيان هم‌رزمى يافت ، كه اغلب واقعا تا وصول به شهادت مىجنگيدند . ( 3 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 393 به بعد . ( 4 ) - ابن سعد ، ج 7 / 1 ص 115 ، 127 ؛ - ابن الاثير ، ج 4 ، ص 40 ؛ - و نيز :M . Longworth Dames in der E I , I 170 ; II 636 .( 5 ) - ابن الاثير ، ج 4 ، ص 142 به بعد .