تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
مناطق ايران موقتا سرحدات شرقى قلمرو قدرت اسلام نيز تثبيت گرديد . اين واقعيت يعنى تسلّط تازيان بر جنوب شرقى ايران دست‌يابى ايشان را به شمال شرقى آن كشور به سرعت شگفت‌انگيزى ممكن ساخت و ايرانيان در برابر تازيان به استحكامات و پايدارى خود در سرحدات خراسان كه دوّمين مركز و هستهء اصلى كشور بود اميدوار بودند و برطبق جريانى كه اردوكشى تازيان تا آن زمان گذرانده - بود حدس مىزدند كه در آينده نيز مسلمانان در امتداد جادهء ابريشم به حملاتى دست - خواهند زد ، ولى اين انتظار در آغاز عملى نشده . احنف بن قيس كه برحسب ظاهر « 1 » از جنوب غربى پيشروى مىكرد ، غفلتا از راه طبسين به سوى كوهستان حمله كرد ( آن‌طور كه معلوم است 650 - 651 ) « 2 » ( درحالىكه هرات را كه در آن موقع گريزگاه بقاياى هياطله بود مورد حمله قرار نداد ) « 3 » سپس مستقيما به سوى شمال برگشت و به جانب مرو ( شاهگان ) كه مقرّ يزدگرد سوم بود پيش رفت ، درحالىكه دسته‌هاى ديگر با هجوم به سوى نيشابور و بيهق و نسا در شمال غربى و از آنجا به جانب سرخس واقع در شمال « 4 » ، جناح چپ قشون را تشكيل و تقويم مىنمودند و هم‌زمان با آن ، ارتباط با قشون‌هاى ديگر تازى را در قومس ( كومش ) و گرگان برقرار نمودند و تا آنجا كه ممكن بود از پشت استحكامات سرحدى ايرانيان مىگذشتند . در اين حال يزدگرد سوم ناچار بود به جانب مروالرود بگريزد و در آنجا
هامش
( 1 ) - طبرى 1 ص 2884 به بعد بالصراحه متذكر اين امر است ، ولى در جنب آن اخبار آحادى حاكى است كه وى از اصفهان آمده است . ( 2 ) - برطبق گفتهء بلاذرى ص 403 . ( 3 ) - رجوع كنيد به :Caet . VII 488 :( 4 ) - بلاذرى ص 316 و 403 تا 405 ؛ طبرى 1 ص 2884 2888 ؛ ابن سعد ج 5 ص 32 به بعد : تاريخ يعقوبى ج 2 ص 192 به بعد ؛ يعقوبى ، بلدان ص 278 تا 280 ؛ ابن حوقل ( چاپ دوم ) ص 431 ؛ اصطخرى ص 273 ؛ مقدسى ص 321 ؛Caet VII 275 f , 281 - 283 .