تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
پس از ، از دست رفتن قريب تمام كشور خويش از قاغان ( خاقان ) سرزمين تركستان غربى و از حكمران سغدى و امپراطور چين استعانت بجويد « 1 » ، فرمانروايان آسياى ميانه كه خود با ايرانيان خصومت داشتند چون از خطرات حملات قوم تازى كه تا آن موقع براى آنان ناشناس بود ، هراسيده بودند ، نيروهايى به كمك شاهنشاه ايران فرستادند ، ليكن اين دسته‌ها ضعيف‌تر از آن بودند كه بتوانند تازيانى را كه در اثر كاميابى خويش پيوسته با شور و شعفى بيشتر مترصد شكار تازه‌اى بودند از حركت بازدارند . يزدگرد سوم به سوى بلخ گريخت ، و جلو ديوارهاى اين شهر ميان تازيان ( خصوصا كوفيان ) و ايرانيان و ديگر ملل آسياى ميانه كه به كمك ايرانيان شتافته - بودند ( تخاريان ، گوركانيان و چغانيان ) جنگى درگرفت كه بازهم به شكست ايرانيان منجر شد . يزدگرد از معبر و گدار قديمى ترمذ از جيحون گذشت و بدين - ترتيب خراسان تا تخارستان و هرات با پوشنك و بادغيس به دشمن تسليم شد . تالگان ( طالقان ) به ميل و اختيار ، و فارياب به زور ، يوغ اطاعت را به گردن نهاد ، اما در طوس مدتى سلسلهء محلّى مرزبان « 2 » ( كنارنگ ) برقرار ماند . شاهنشاه ايران اين آرامش موقت را كه در اثر اقدامات متفرق به وجود آمده - بود ، غنيمت شمرده و چون دريافت كه سغديان و فرغانيان نمىخواهند او را بپذيرند با حمايت شخص خاقان ترك به بلخ بازگشت . تازيان كه خود به خود از شرّ مأموران پنهانى اين فرمانروا رنج مىبردند ديگر تاب نياوردند و احنف بىدرنگ با لشكريان بصرى و كوفى به مقابلهء او شتافت و در مصافى دشوار و طولانى كه به نبردهاى كوچك چندى تقسيم شد و تا دل شب طول كشيد ، متحدين را شكست داد . يزدگرد كوشيد
هامش
( 1 ) -Franke II 368 f .( در اين باره - )Tang - schu , Kap . 198 , S . 3614 / 2 dazp( 2 ) - در اين‌باره رجوع كنيد به :Vlad . Minorsky in der EI , IV 1056 .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 27 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى