شدند و حتى قسمت جنوبى آن به فرماندهى مغيرة بن شعبه اشغال گرديد « 1 » . غنائم جنگى از حد و حصر افزون بود و در جنب گنجينههاى بسيار ، پرچم كهن ساسانيان ( درفش كاويانى ) « 2 » نيز به دست مسلمانان افتاد .
باقيماندهء سپاه ايران كه نزديك بابل جمع شده بود بدون زحمت بسيار عقب رانده شد و به كوهستانهاى شرق پناه برد و هرمزان فرمانده كل ستاد خود را در پادگان اهواز « 3 » مستقر ساخت و بدين ترتيب فاتحان توانستند با وجود اينكه دو جناح لشكريان در معرض خطر بود از فرات عبور كنند و از كوثى ( - كوثا ) « 4 » به جانب مقرّ حكومت يعنى تيسفون ( كه به عربى المدائن يعنى شهرها ناميده مىشود ) رهسپار شوند . در بهار سال بعد ( 637 يا 638 ميلادى ؟ ) مسلمانان به بهرسير وارد شدند يعنى به آن قسمت از شهر كه در مغرب دجله واقع بود و ايرانيان پس از نبرد مختصرى آن را از دست دادند « 5 » ، ولى هنوز نيمهء شرقى شهر با كاخ سلطنتى در دست ايرانيان بود تا اينكه در نتيجهء خيانت يكى از ايرانيان ، تازيان توانستند با استفاده از گدارى از فرات بگذرند و ايرانيان نيز نيمهء شرقى شهر را تحت رهبرى يزدگرد سوم تخليه كردند و در اين منطقه نيز به كوهستان ( به طرف حلوان ) عقبنشينى كردند « 6 » و اموال و ذخائر بيكرانى در كاخ سلطنتى و در شهر تخليه - شده براى فاتحان به جاى گذاشتند « 7 » در نتيجهء اين عقبنشينى سلطهء ايرانيان در
هامش
( 1 ) - طبرى 1 ص 2344 تا 2388 .
( 2 ) -
( 3 ) - طبرى 1 ص 2421 تا 2424 ؛ دينورى ص 133 ؛ ابن اثير ج 2 ص 196 ؛Cae . III 715( 4 ) - رجوع كنيد به :Max Plessner in der E I , II 1255( 5 ) - طبرى 1 ص 2425 تا 2431 - دربارهء تيسفون رجوع كنيد به :Caet III 760 - 763 ; Maximilian Streck in der E I , III 81( 6 ) - طبرى 1 ص 2431 تا 2435 و 2439 به بعد و 2441 به بعد و 2443 ؛ دينورى ص 133 ؛ ياقوت ج 1 ص 394 تا 397 .
( 7 ) - اين ذخاير و آثار تازيان را سخت به شگفت مىانداخت و جزئيات آن نقل شده است : طبرى 1 ص 2436 و 2444 تا 2450 و 2451 به بعد ؛ دينورى ص 133 به بعد : ابن اثير ج 2 ص 199 تا 201 .