تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
و ساير قسمتهاى آنان تازه پس از آنكه چگونگى سيادت عرب را شناختند ، هجرت از ميهن گزيدند . همين‌كه سر از نو عربها در ابتداى قرن هشتم ( دوم هجرى ) پيشروى خود را - اين دفعه به سوى آسياى مركزى - آغاز كردند ، دوباره اضطرابى در بين ساكنان نواحى مرزهاى ايران به وجود آمد . قسمت اعظم سغديان با وجود اخطار امراى خود از شهرهاى مختلف خارج گشتند تا در فرغانه « در مسكنهاى قديمى اجداد خويش » توطن جويند . حتى آمادگى عربها در مورد تعيين حاكمى به انتخاب خود آنان ، نتوانست از مهاجرت ايشان جلوگيرى كند . بديهى است كه ساكنان وطن جديد نيز آنان را به دوستى نپذيرفتند و به نواحى كوهستانى نزديك خجند احاله گشتند « 1 » . ولى به طور كلى كه بنگريم تعداد ايرانيانى كه كاملا دست رد به سينهء مسلمانان مىزدند ناچيز بود . تودهء كثيرى به سير وقايع و جريان امور تن در داد و قسمت نسبتا مهمى به زودى حتى در لشكركشىها به عرب پيوست كه موجب به وجود آمدن نزاع معروف بر سر چگونگى تقسيم جوايز و اخذ جزيه گشت « 2 » . در عين حال شركت ايرانيان در فتوحات آسيايى عرب منتج به اين شد كه منطقهء زبان و قوم پارسى تا به آسياى مركزى وسعت يابد « 3 » ؛ اگرچه اين امر به زيان قلمرو زبان اقوام كوچك ايرانى مقيم اين اراضى ، چون سغديان و خوارزميان ،
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 2 ، صفحات 1439 تا 1441 [ رجوع كنيد به اصطخرى ، ص 334 ؛ - ابن حوقل ( كتاب المسالك ، فهرست : 33 ) ، صفحات 395 ، 397 ] . - نيز : ( 2 ) - رجوع كنيد به ص 254 از همين كتاب . ( 3 ) - در اين باره رجوع شود به :Barthold , Vorl . 45 , 61 .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 461 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى