3 - پارسيان
به موازات ورود و نفوذ اقوام بيگانه در سرزمين ايرانى زبان ، تغيير و تحول مكانى نسبتا مهمى نيز بين خود ايرانيان رخ داد . در واقع خلفا كه بر اين كشور ظفر يافتند اكثريت عظيمى از اهالى را به اطاعت مركز خلافت در دمشق و كوفه و بصره ناگزير ساخته به زودى به اسلام درآوردند ؛ - تازهمسلمانان را به عنوان موالى قبايل مختلف عرب ( به عنوان اساورة ) كوچ دادند « 1 » ، ولى ايرانيانى هم وجود داشتند كه بدين وضع تن در نداده نخواستند در حريم امان « اهل ذمهء » عرب وارد گردند : همزمان ورود عرب و يا قبل از آن ، از اوطان خود يعنى از اصفهان ( 642 برابر 21 هجرى ) « 2 » ، از نواحى كابل ( حدود 662 / 663 برابر 42 هجرى ) « 3 » ، يا از ترمذ ( تقريبا 720 برابر 101 / 102 هجرى ) « 4 » اغلب به طرف جنوب شرقى : به كرمان « 5 » و از آن گذشته به مكران « 6 » گريختند ؛ از اينجا قسمتى از زردشتيان مخصوصا با ايمان ، بىدرنگ از طرف دريا راه هندوستان در پيش گرفتند « 7 » ،
هامش
( 1 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 373 به بعد .
( 2 ) - طبرى ، رديف 1 ، ص 2640 .
( 3 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 396 .
( 4 ) - مرجع سابق ، ص 418 .
( 5 ) - شمال شرقى اورگنج .
( 6 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 391 . - رجوع كنيد نيز به :Constantin Inostrancev : Baladuri and Hamza Isfahani on the migration of the Parsees , im JRAS 1938 , S . 84 - 87 .( 7 ) - رجوع كنيد به ص 341 به بعد از همين كتاب .